چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

آتوسا نجدی سمیعی

بازدید: 4,752

atusa.najdisamee

 

این داستان همچون سایر نوشته های ژیلا تقی زاده٬ فضایی صمیمی٬ساده٬دلنشین و ملموس دارد.شخصیت پردازی ماندگار و نه تیپ سازی گذرا٬خواننده را بلافاصله بی آن که خود متوجه شود به دل ماجرا می کشاند و آن چنان گرم داستان می شوی که زمان و مکان محو می شود و فقط تو می مانی و دلی که به داستان سپرده ای.همیشه به داستان هایی علاقمندم که عاری از خودنمایی های روشنفکرانه و تکنیک پردازی های نمایشی باشد؛ و ژیلا تقی زاده ضمن آشنایی کامل با فوت و فن های نویسندگی٬به حق ما را با تجربه هایی شریک می کند که بسیاری شان را زیسته ایم و او با زبانی گویا و دلچسب به تصویرشان می کشد.نکته ی بارز این رمان٬ حضور باور پذیر زنانی است که از خودمان هستند.آن ها نه شعار می دهند و نه خود را تافته ی جدا بافته می دانند و نه آن قدر منفعل و بی عمل اند که ندانی کجای دلت بگذاری.این زنان در عین حال که در محیط طبیعی٬ خانواده٬ دوستان و بخصوص بر شخصیت های مرد داستان تاثیر عمیق می گذارند ٬ اما برخاسته از این فرهنگ اند و ابزار تاثیر گذاری شان حتی اگر وام گرفته از آموزه های بیرونی باشد٬ اما بومی شده ی همین مرز و بوم است.در این رمان ٬تو عاشق می شوی٬دل شکسته می شوی٬ بیمار می شوی و حتی به تو خیانت می شود.جوانیت همچون برگی در باد می گذرد اما کم نمی آوری.این کم نیاوردن نه به گونه ای اساطیری و دور که با بکارگیری فرصت های کنونی و دم دستی است.بخوانید و باور کنید

همچنین ببینید

معشوقه در کشو

فراز بهزادی : چاپ دوم مجموعه شعر “معشوقه در کشو” سروده ی حسین باقری توسط ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>