چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

آفاق شوهانی

بازدید: 4,210

afaghshohani

 

مردمک راست‌ام: خیره به آشپزخانه‌ای در «بابِل»

مردمک چپ‌ام: در پونک

بینی‌ام بو می‌کشد معبدِ «شوگو» را در ایلام

دهانم می‌مکد تابستانِ ظهرِ تهران را

دست‌هایم می‌لرزد

ظرفشوییِ سردارِ جنگل دور سرم می‌چرخد

استکان‌ها به رفتنم فکر می‌کنند

استکان‌ها از لذت چای برمی گردند

لبه‌های نازک‌شان را بوسیده‌ام

کمرگاه‌شان را مالیده‌ام

شاید کمرگاه‌شان درد می‌کند تیر می‌کشد

شهوتِ قهوه سیاه‌شان کرده

گوش من بدهکارِ کیست؟

گوشواره‌ام کجاست؟

لرزش استکان‌هایم از ترس داعش است؟

روی نعلبکی‌ها دست می‌کشم

داد می‌کشند

جِر می‌خورند

کسی به گوش‌های من شک دارد

شک دارد کسی به صدای من شک دارد

چه کسی ماشه را می‌کشد؟

چه کسی گربه می‌پزد؟

واق‌واقی از یک سنگ‌نوشته در برجِ «بابِل» است؟

یا زایمان تعبیه شده در کپسول خواب؟

چه کسی می‌داند؟

کسی چه می‌داند نام سیاره‌ی دوقلوی زمین چیست؟

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

۷ دیدگاه

  1. سید شمس الدین خامسی

    – درود بر شما خانم شوهانی. به چه منظوری از کلمات ” راست ام ” و ” چپ ام ” استفاده شده است ؟!… ضمن آنکه موجب مکثی در اختلال ارتباط خواننده در ادامه جمله می شود !!!..
    – در سطر چهارم، به لحاظ سیر در دنیای قدیم، بهتر بود تا ” ت ” تهران را با ” ط ” می نوشتید!…
    – از دنیای قدیم شروع کردید و به دنیای امروز با استفاده از کلمه ” داعش ” آمدید و سپس با استفاده از کلمه ” بابل ” دنیای قدیم را یادآور شدید، ولی در کل شعر شما متوجه پیام کلی شما از این شعر نشدم .
    اجازه دهید برای شما و بقیه نویسنده های عزیز اینگونه عرض کنم : اگر برای بقیه اشعار و مطالب بقیه عزیزان این مجله پیامی نگذاشته ام، بدلیل آن است که نتوانستم ارتباطی حتی در حد نقد یا تمجید برقرار کنم. چرا که از نظر بنده، نویسنده یا برای خودش مینویسد و یا برای دیگر خواننده ها!… و اگر برای دیگران مینویسد، باید بتواند با روان دیگران ارتباط برقرار کند. موضوع دیگر اینکه از نظر بنده، هر شعر و داستان و قصه و …. لازم است حامل پیامی باشد و از یکجا شروع کند و به جایی ختم شود و خواننده را سر شوق آورد و در پایان حتی یک دو بیتی بتواند یک بار تجربی یا علمی یا احساسی و یا … به روح و روان خواننده وارد کند و خواننده بعد از خواندن شعر و یا مطلب و یا داستان و … دچار نارضایتی و ناخرسندی ابطال زمان از داده اش نشود!!!…

    • دوست عزیزذهن شاعرسرشارازتداعی معانی ولبریزازجریان سیال ذهن وعبورومروراز گذشته به آینده و…..است پس به همه جا سرک می کشد آنچه شمامی خواهید نثر ادبی است که به نام شعرساده مرسوم است که به شدت با آن مخالفم من وقتی می خواهم نثربنویسم سراغ داستان کوتاه می روم بهرتقدیر موفق باشید.

  2. عرض ادب و احترام خانم شوهانی بزرگوار شما شعرتان را با تصاویری از دنیای قدیم و جدید شروع کردید و به یکباره رفتید سراغ “ظرفشویی سردار جنگل” که من خواننده نتوانستم هیچ توجیهی برای استفاده از این ترکیب پیدا کنم. و در سطرهای بعد بی هدف پای استکان ها را به شعر باز می کنید (استفاده از یک واژه در دو سطر پشت سر هم را نیز باید در نظر داشته باشید استکان و کمرگاه). از آشپزخانه و ظرفشویی و استکان و قهوه میرسید به گوش و گوشواره. و باز برمی گردید به استکان و نعلبکی,اما چگونه؟؟؟؟ و و و ….
    خلاصه تر بگویم اتفاقات ذهن شما آشفته اند و شما موفق به پیوستگی و انسجام مفهوم و منظورتون در شعر نشده اید و خواننده با یک سری جملات که از نظر فضا با هم فاصله دارند مواجه است.
    موفق باشید

    • دوست عزیزذهن شاعرسرشارازتداعی معانی ولبریزازجریان سیال ذهن وعبورومروراز گذشته به آینده و…..است پس به همه جاسرک می کشد آنچه شمامی خواهید نثر ادبی است که به نام شعرساده مرسوم است که به شدت با آن مخالفم من وقتی می خواهم نثربنویسم سراغ داستان کوتاه می روم بهرتقدیر موفق باشید.

  3. سلام بااظهارنظر آقای خامسی وخانم حیدرزاده مخالف هستم وبه نظرم خانم شوهانی کاملا درست می گویند وفاصله وتفاوت شعرونثر درهمین دقایق است .آرزوی موفقیت برای هرسه این عزیزان دارم.

  4. سپاسگزارم آقای احمدی چون همانگونه که گفتم دوست عزیزذهن شاعرسرشارازتداعی معانی ولبریزازجریان سیال ذهن وعبورومروراز گذشته به آینده و…..است پس به همه جا سرک می کشد آنچه شمامی خواهید نثر ادبی است که به نام شعرساده مرسوم است که به شدت با آن مخالفم من وقتی می خواهم نثربنویسم سراغ داستان کوتاه می روم .

  5. بانظر آقای خامسی وخانم حیدرزاده مخالفم و به نظرم خانم شوهانی کاملا درست می فرمایند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>