پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

آلرژی یا پخش مستقیم عشق

بازدید: 8,674

 

 

 

 

 

 

عابد اسماعیلی

 

می گذاری نتیجه بگیرم پیرم؟

وقتی نمی توانم با نام تو آغاز کنم-

شب را کاملا صبح

و برای هیچ جریانی گریه  کنم

وقتی نمی توانم به مخاطبم بگویم “عشقم”

و به عشقم “کجایی؟”

بدون مقدمه

عاشقانه هایت ته می کشد و

در ِ غیر عاشقانه هایت را گِل می گیری

#

از من نخواه از جوب  بپرم

مثل سابق بلندت کنم

بگذارمت روی میز آینه

 در دمای مناسبی زندگی  و چند بار در  روز شاعری …

پیرم که اینهمه “نمی توانم” دارم

وگرنه تا دیروز در متن من هیچ از این گزاره ها نبوده

وقتی طعم را نمی تواند تشخیص دهد

 شیرینی لبان تو

با تندی نگاه دیگران برایش یک مزه دارد

اما

وقتی پیرانه می گویم “نمی توانم”

تو

دلبرانه

با دست به کتفم می زنی و

می گویی :

“عااااااااابد! “

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

یک دیدگاه

  1. وقتی طعم را نمی تواند تشخیص دهد/ شیرینی لبان تو/ با تندی نگاه دیگران برایش یک مزه دارد

    بسیار زیبا / گرچه خسته ام و فردا دوباره باید شعر را با حوصله تر بخوانم. / موفق باش عابد جان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>