جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷

آیدا مجیدآبادی

بازدید: 2,856

aida majidabadi2                       

 

گاهی پرواز، پرنده را رها می کند

و زندگی، انسان را

گوش تنهایی را گرفته ام

لای سنجاق هایی که سرخوردگی را می فهمند

زیر آسمانی که از من کوتاهتر است

ایستاده ام

درست جایی که پای رفتنت ایستاده بود

و دست های من تنها

پشت پیراهنت را مرتب کرد

زبان به دهان نمی گیرد

کلامی که تو را برده

و این شعر از همیشه لال تر می میرد

آینه را بگرد

شاید رد حلقه ای

دور گردنت مانده باشد

همچنین ببینید

سه شعر از صفیه کوهی

  ۱) جان بعلاوه تن را می دهم به این پنجره لامصب که در مذهب ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>