پنج شنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۸

امید صباغ نو

بازدید: 6,844

غزل 1 –اجتماعی!

آمـــــــــــــــــــــــــــدی
تا که لحظه هایت را
ساده- امّا دقیق- بفروشی
دست های نمک ندارت را
پای
طیّ طریق بفروشی!

هرکجا را قدم زدی
دیــدی
رگِ مردُم پُر از غم و درد است
با خودت فکر کردی و گفتی :
می توانی که تیغ بفروشی!

با خودت فکر کردی و گفتی:
بهترین کار
«دو به هم زدن» است
کوچه ها را پُر از نفاق کنی
دو سه تا منجنیق بفروشی

می توانی
دروغ پشتِ دروغ
قصّه و شایعه درست کنی
شعله بر جان مردم اندازی
«رخت ضدّ حریق» بفروشی!

گرچه انگشتر طلا مُد نیست
روزگار طلای بعضی هاستــ
می توانی که
حلقه ی نُقره با نگینِ عقیق
بفــروشی!

کـــــــــــاش
این سفره های نان بیات
به تریج قَبا ت بر بخورد!
جای این بشکه های نفت سیاه
چند چاه ِ عمیق
بفروشی!

با خودت فکر کن ؛
اگر این شعر
باب میل جـــــنابعالی نیست
دستمال کتان گران نشده!
می توانی
رفیق بفروشی!

غزل 2-…

به جای این که در شب¬های من خورشید بگذارید
فقط مرزی میانِ باور و تردید بگذارید

همیشه باد در سر دارم و همزاد مجنونم
به جای باد در «فرهنگِ عاشق» بید بگذارید

همین که عشق من شد سکّه ی یک پولِ این مردم
مرا بر سفره های هفت سینِ عید بگذارید!

خیالی نیست، دیگر دردهایم را نمی گویم
به روی دردهای کهنه ام تشدید بگذارید

ببخشیدم!برای این که بخشش از بزرگان است
خطاهای مرا پای خطای دید بگذارید!

گرفته ناامیدی کلّ دنیای مرا، ای کاش
شما آن را به نام کوچکم «امّید» بگذارید

غزل 3-

چون شعله در دستان دشت پنبه گیرم
دستــــی بده ، تا قبل افتادن بگیرم

تصمیم هایی مانده از دوران کبری
تصمیم دارم کلّ شان را من بگیرم!

گیرم کسی عشقش کشید و عاشقم شد
دیگر نباید حسّ سوء ظن بگیرم

من یوسف قرنم، زلیخا خاطرت تخت
این بار می خواهم خودم گردن بگیرم

یک روز قبل جشن یاد من بینداز
با میوه ،چسب زخم هم حتما بگیرم

از لحظه ای که دست تو آلوده ام شد
در شهر می گردم که پیراهن بگیرم!

ای عشق! دستم را بگیر و حائلم باش
می ترسم از دامان اهریمن بگیرم

 

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

۴ دیدگاه

  1. خیلی خوب بود، آقا خیلی خوب بود، خصوصا شعر اولی، ببخشید غزل اولی با نام “اجتماعی” عالی بود، خسته نباشید

  2. مرسی
    مرسی
    مرسی
    از خوندن هر سه کار واقعا لذت بردم
    از اولی خیلی بیشتر…
    شعر اول عالیه

  3. موافقم! غزل اول بهتر از باقي ست.مرسي براي اميد صباغ نو و انتخاب هاي خوب سميرا چراغپور عزيز

  4. امید اول و آخر شعر نو
    خوشحالم که فرصتی دست داد و کارهای خوب و نویی بخوانم از غزل سرایی خوب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>