پنج شنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۸

امیرحسین دانشور

بازدید: 8,582


1-
حسودی می کنم
به سرخی لبهای ماتیک چسبیده روی لبهایت
یا به پرچمی سرخ
که در باد می رقصد
یا به سرخی اندام نخ و سوزن روی لبهای فرخی

این شعر قرار است
متعهد به عشق باشد و گیوتین
و دانه ای گندم
که روزی برای ما نان خواهد شد

حسودی می کنم
به سرخی لبهایی که از هم باز می شود
و شعری سپید زمزمه می کند

و خجالتی سر به زیر، سرخی گونه هایم را می کشد
کنار لب های نوزادی که برای آمدنش به این دنیا  مردد مانده ام
بخندم
یا محموله ای از آب اقیانوس از چشم هایم خالی کنم

این شعر قرار است
متعهد به لب باشد و قرمزی
چه به رنگ خون
چه گل سرخی در دست های یک ژنرال
چه چشمه ای که لبا لب از آب اناالحق
تا اقیانوسی که تازه افتتاح شده
سرازیر می شود

2-

صدایت را
پر بده در هوا
مثل پرنده هایی که راه لانه شان را گم کرده اند
و خنده هایت را
سوار بر قطاری کن
که از تمام ریل ها گذشته
به خانه ی من می آید.

از دست های من
تا آغوش تو
پلی معلق مانده

و من مثل آهویی دوستت دارم
که آنسوی پلی شکسته
پلنگی
بره اش را
به نیش می برد!

 

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

یک دیدگاه

  1. یادداشتی یا علامتی نیست که بدانیم این ها دو شعر جدا هستند یا دو بخش از یک شعر. به نظر میرسد دو شعر جدای از هم باشند.

    با این حساب

    شعر نخست از سرخی و لبها و تعهدش به سرخی و لب فراتر نمیرود.

    شعر دوم که نمونه بارزِ یک فاجعه در شعر معاصر ایران است. با جایگزین کردن چیزی با چیزِ دیگر، حالا تشبیه یا استعاره، شعر می نویسند. دقت کنید: صدایت را (مثل پرنده) در هوا پر بده برسد به من. خنده هایت را (مثل مسافری) سوار قطار کن برسد به من. بین دست های من تا آغوش تو (با نظر به داستان قطار سطر قبلی) یک پل معلق (مصلا ورسک) وجود دارد.
    من (مثل آهویی ) منتظرم (آهویی که بچه اش را پلنگی آنطرف پل معلق و قطار و اینها به نیش میکشد) یعنی یکی هم تو رابه نیش کشیده.

    والسلام
    همین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>