چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

امیر ابوالقاسم بیگی

بازدید: 4,106

amir.beygi

 

نام قبل از سقوط شیطانم

توی اسطوره های کنعانی

شکل امروزی ام شبیه بز است

وسط یک کتاب شیطانی

 

قبه الصخره ام ، که میخندد

به تمام وجاهت نیوتون

سمبل ضد قهرمان شده ام

توی چشمان کور جان میلتون

 

شهر بی منجی سلیمانم

خاک من را الک کن و برخیز

بچکان آخرین نگاهت را

که بمیرم ، شدید ، شورانگیز

 

مثل ضحاک میشوم در تو

که به دستان کاوه در بند است

سمبل اقتدار ایران شد

آبلیسکی که در دماوند است

 

ابتدای سقوط می‌خندید

کودکی که شبیه آدم بود

وطنی آرمان گرایانه

وسط انقلاب اعظم بود

 

بغض سیگار بود و درد و جنون

آسمان لای سرد بود و جنون

بعد دیوانه کرد مرد و … جنون

توی غسل جنایتش کم بود

 

تو ، که آقای خالقم هستی

تو ، که قطب موافقم هستی

تو ، که قرآن ناطقم هستی

نام معشوقه ی تو مریم بود؟

 

فکر کردم به انقلاب و نشد

فکر کردم به تختخواب و نشد

فکر کردم به یک خشاب و نشد

بعد دیدم که مرهمم سم بود

 

در تعفن گذشت کودکی ام

مثل یک مرغ در پی دانه

آرزوی همیشه من باش

وطنی آرمانگرایانه

 

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>