پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

با شامه ها ی تیز

بازدید: 8,565

 

 

 

 

علی قنبری

 

با شامه ها ی تیز

رفتند به دنبال بوي رابطه

با تصوير مغشوشي از غريبه ها

 و  اعتلا .

اوراد را  جا گذاشتند

پشت ِ  قدم ها يشان

پشت ِ باوری  که از موعظه پريده بود .

 يك عالمه  تشکیک

 ريختند به عرصه هاي  حیرت

يك عالمه خنده

به روزنه های مزید ِ بر رویا .

از چشم هايشان منصرف شدند

و با  ناگهان   دفتري محض

 از  دبستان  بيرون زدند

با  خط كشي  در فرض ِ روز

كنار آمدند

به ذ م ِ  یکد گر

به ندامت ِ يك  توا مان ِ صبور

وقتی  که  ديدند علت ها غايبترند

براي چرایی

و دست شان

كه نرسيد به اعوجاج ِ سيب .

به فعل  بعدي رسيدند

بالاجبار

و پرسيدند

از همين مجاري خيال

كه در دقيقه هاي امروز حاضرند

خو گرفتند به يك تصوير

در ادامه ي خويش

که پيراهني است  پر از شاخ غول

و آن ساعت مغرور صبح

كه هرگز به آنها نگفت : با ني  ِ  نجيب من  .

 رفتند به اهرام

 با ارواح نامنظم

رفتند به منشور اعتراف

 از پاهاي زمين پريدند

در آغوش يشمي

به كتيبه ي هوش سرزدند

و به مسير قيچي

گفتند : هي   .

رمز عبورشان را ادا كردند

مثل يك  صامت

 به معمايِ مجاورشان گفتند نميرسيم به تو

و به تخفيف زمين خنديدند

به سخره گرفتند

حوصله ي  مشروع  ِ باد را

و گفتند : كجاست  تصنيف ِ تو

و « نوكتورنِ» 1 ماؤاي ما

كه با يك  « كودا» 2

به پايان رسيد؟

گفتند

اين ها براي تسلي ماست

تا آنكه  مرگ ِ كوچكي

از یک فرعی پیچید

 و رفت درباره ي شان .

1 0  شبانه

2 0 قسمت پایان دهنده ی یک قطعه ی سازی

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

یک دیدگاه

  1. به نظرم باید تقطیع به سامان تری را در سطرها رعایت کنید
    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>