چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

تحلیل فیلم ویلایی ها(نویسنده و کارگردان:منیر قیدی)

بازدید: 4,483

farzane.mirzaee           فرزانه میرزایی

 

جنگ درد مشترک همه ی ملت هایی ست که طعم تلخ ان را چشیده اند . هر کس به زعم خود تعبیرو تحلیلی از آن دارد و هر گوشه ازاین حکایات ، خود حدیثی مفصل و سوزناک است .

منیر قیدی به عنوان فیلم ساز تازه کار، در اولین تجربه ی حرفه ای خود به دل ِ ماجرایی در خلال سال های جنگ زده است . جایی که جنگ ، خود نقش راوی و روایتگری فیلم را به عهده دارد و بیننده – پشت نماهای فراوان ِ هوایی که گویی چشم ِناخودآگاه دشمن اند – درست همان گونه با آن مواجه می شود که دوربین می خواهد .

۱

این جا پشت صحنه ی جنگ است . عوامل آن زنان و کودکانی هستند که تنها سلاحشان امید و انتظار است . انتظار در پس پنجره های بزرگی که تقریبا در تمام صحنه ها و نماها حائلی ست میان آن ها و قهرمانانشان .مردان اگر چه سهم ناچیزی در نقش آفرینی دارند اما غیابشان همان فرصت دراماتیکی ست که فیلم مترصد سودجویی از آن است  .داستان این فیلم از خط واحدی برای روایت پیروی نمی کند . به ظاهر و با پا در میانی یکی از شخصیت ها به لوکیشن محوری داستان ورود می کنیم اما ضرورتا آنجا ادامه ی ماجرا به همان صورت پی گرفته نمی شود . تعدد شخصیت ها و پرداخت های کوچک به داستانک های هر ویلا، مانع از آن می شود که بتوانیم کانون اصلی قصه ی فیلم را در این اجتماع ِ کوچک ِ زنانه مشخص کنیم. با اندکی اغماض ، عنوان ِشخصیت اصلی داستان نصیب سیما( طناز طباطبایی) می شود زیرا که براساس زمانبندی و مرکزیت داشتن ماجرای زندگی او نسبت به زندگی های دیگران و تنها کشمکشی که شاهد آن هستیم – گم شدن پاسپورت – او در اولویت است . جنگ همان طور که سیما در صحنه ای به دختر نوجوان می گوید به مثابه رقیب عاطفی او – و هر زن دیگری – می تواند باشد. بحرانی که  همه ی آن ها را وادرار به انتخاب کرده است . میان عشق و انسانیت، میان ماندن یا رفتن … و این نقطه ی ثقل ِ هستی آنانست چرا که همواره تصمیم گرفتن از عمل کردن دشوارتر است .

۲

بارِ ارزشی نماهای فیلم بسیار متکی به طراحی و چیدمان ِ وفادارانه ی صحنه و فضاسازی های واقع گرایانه ست . از پختن مربا و بسته بندی آجیل و شستشو و دوختن لباس های رزمنده ها تا همدلی های زنانه وغذاخوردن های دسته جمعی و بازی های کودکانشان … این شیوه مخاطب نوستالژیک را اقناع خواهد کرد اما به احتمال زیاد برای تماشاگر حرفه ای و آگاه به دانش سینمایی به تنهایی کفایت نخواهد کرد. با پیشروی منفعلانه ی داستان و شهادت سه تن از فرماندهان ، گریزناپذیری این اتفاقست که  بر همه ی زنان آن جمع روشن می شود . دست و پا زدنی امیدوارانه در تعلیقی دائمی و تکرر وحشتی وصف ناشدنی  از هر نوبتی که ” هایس ” بازمی گردد و نامه ی شومی را بدست یکی از آن ها می دهد .

و جنگ همانقدر که به اندازه ی یک زندگی بدهکارِمردان و زنانی ست که سلاح بدست گرفتند و در دفاع از آرمان های یک ملت جنگیدند ، درد مشترک همه ی زنان و کودکان داغدیده ایست که بی سلاح و دفاع ، در سنگر امید و انتظارشان ، روزی هزاربارکشته شدند و هربار با زخمی عمیق تر به زندگی بازگشتند که تو گویی” این غمگین حکایت را / هرچه باشد ، نهایت نیست” …

 

همچنین ببینید

۸

جست و جوی خود : خوانش لاکانی فیلم «زمینی دیگر»

               مینا دامغانیان     در این مقاله جست‌و‌جوی «خود» در فیلم زمینی دیگر (مایک ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>