جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷

“حاجی فیروز”؛ از ترانه خوانی دوره گرد، تا نمایشگرِ پرفورمنس

بازدید: 2,847

مریم کوچکی             مریم کوچکی شلمانی

 

“حاجی فیروز” نمادی از سنت های جالب و گره خورده با نوروز است که ریشه ای بسیار کهن در سرزمین ایران دارد و آیین آن شاید حتی به پیش از مهاجرت آریاییان به فلات ایران، باز گردد.

بنا به گفته ی” شاهرخ مسکوب” ،حاجی فیروز،بازمانده ی آیین ایزد شهید شونده است ومراسم سوگ سیاوش نیز نمودی از همین آیین است. چهره ی سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان ولباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش وحیات مجدد ایزد شهید شونده وشادی او شادی زایش دوباره ی آنهاست که با خود، رویش وبرکت می آورد.

“مهرداد بهار” نیز ، با ریشه یابی آیین سیاوش، معنای این نام را مرد سیاه یا سیه چرده می داند که اشاره به رنگ سیاهی است که در این مراسم بر صورت  می مالیدند یا صورتکی سیاه که بر چهره قرار می دادند.

به گفته ی “ژاله آموزگار”در کتاب” تاریخ اساطیر ایران”، نمونه ی مشابه ی آن را می توان در هبوط” ایشتر”، ایزد بانوی باروری و زایش، از اساطیر بین النهرین مشاهده کرد؛ ایشتر به جهان مردگان سفر می کند ودیگر نمی تواند از آن جهان باز گردد. پس از سفر ایشتر، زایش و باروری در زمین متوقف می شود و خدایان در صدد چاره جویی بر می آیند وسرانجام موفق می شوند آب زندگی را به دست آورند و بر ایشتر بپاشند؛ اما طبق قانون سرای مردگان ، ایشتر باید جانشینی برای خود پیدا کند تا به جای او به جهان مردگان فرستاده شود. ایشتر، شوهر خود “دوموزی” را که از بازگشت او نا خشنود بود برمی گزیند؛ جامه ی سرخ برتن دو موزی می کنند، روغن خوشبو به تنش می مالند ، نیِ لاجورد نشان، به دستش می دهند و او را به جهان مردگان می فرستند. دو موزی که ایزد نباتی است، عدم حضورش منجر به خشک شدن گیاهان می شود. به همین دلیل، خواهر دوموزی نیمی از سال را به جای برادرش در سرزمین مردگان به سر می برد تا برادرش به روی زمین بازآید و گیاهان جان بگیرند.  بازگشت  دوموزی و رویش گیاهان همزمان با فرا رسیدن بهار و نوروز ایرانی هاست. ایرانیان، به استقبال فروهرهای مردگان می روند و برای روان های مردگان که به خانه و کاشانه ی خود بازگشته اند، مراسم دینی برگزار می کنند. همزمان با این آداب و رسوم، حاجی فیروز با لباسی سرخ و چهره ای سیاه و دایره زنگی در دست، فرا رسیدن بهار را نوید می دهد.

با تمامی این مستندات وعلی رغم تمام شباهتهایی که میان دو موزی و حاجی فیروز وجود دارد نمی توان گفت که حاجی فیروز متعلق به آیین های بین النهرین است . بلکه بسیاری از پژوهشگران و اسطوره شناسان نام “حاجی فیروز” و ویژگی های خاص امروزی او، مانند لباس سرخ،سیاهی چهره، وترانه های ویژه اش را ، سنتی کاملا جدید و خاص شهر تهران می دانند. چرا که حاجی فیروز آنگونه که در متون های کهن ما هم  ذکر شده نام واحدی ندارد و شیوه ی اجرای نمایش ها در نواحی گوناگون، زمان مراسم و حتی ترانه هایی که سروده می شود، با هم متفاوت است و این تفاوت ها ناشی از ویژگیهای خاص هر ناحیه است .حاجی فیروز در آسیای میانه “مامای مروسه” ، در تالش و گیلان “عروس گلی” و”پیر بابا” در افغانستان “بی بی نوروز”و… نام دارد و با بهره گیری از ویژگی های اقلیمی این نواحی ،علاوه بر نامهای متفاوت  پوشاک و نمایش های متفاوتی هم دارد واتفاقا در بیشتر نواحی، چهره ی او را سیاه  نمی کنند و حتی ترانه ی ” ارباب من” نیز جز در تهران، در جای دیگری به گونه ی اصیل شنیده نشده است.

حتی در طی قرون اخیر، از نمایشگر حاجی فیروز به عنوان پیک نوروز، در هیچ یک از فرهنگهای مهم فارسی نظیر “برهان قاطع”، “فرهنگ جهانگیری”،”فرهنگ نظام”،”فرهنگ نفیسی”،”لغتنامه دهخدا” اطلاعاتی به ثبت نرسیده است، علاوه بر این در هیچ یک از گزارش ها و خاطرات نویسندگان و روشنفکرانی مانند :عبدالله مستوفی”،”سعید نفیسی”،”صادق هدایت” و…که صفحاتی از نوشته های خود را به مراسم عید نوروز دوران خود وقبل از خود اختصاص داده اند نیز هیچ اشاره ای به حاجی فیروز در کنار سایر پیکهای نوروزی نشده است. ظاهرا این پیام آور عید نوروزی به طور مستقل  در تاریخ ایران مرسوم نبوده است و بنا به گفته ی “احمد شاملو” در جلد نخست کتاب” کوچه ” در روزگار معاصر ظاهر شده است.

سفرهای ناصر الدین شاه ودرباریان به خارج از کشور و آمدن هیات های اروپایی به ایران و برخورد دو تمدن متفاوت، منجر به پیدایش ترانه هایی متفاوت شد که وزن ضربی داشتند. این ترانه ها را که مردم خود می سرودند، خود می ساختند و خود می خواندند وسیله ای بود برای ابراز احساسات آنان نسبت به برخورد با مسائل روزمره و جدید . این ترانه ها که اکثرا به صورت فی البداهه بر روی صحنه های نمایش، توسط بازیگر تاتر، سروده و اجرا می شد ترانه های” تخت حوضی” نام گرفت.

“مرتضی احمدی ” در کتاب “کهنه های همیشه نو” به جمع آوری این ترانه ها پرداخته است؛ ترانه های معروف  حاجی فیروز، از جمله  “ارباب خودم…” و”بشکن بشکنه…” نیز  در این مجموعه به چشم می خورد. او در خصوص این ترانه ها در مقدمه می نویسد:

« در اواخر دوران قاجار، کار نمایش در خانه ها به تدریج گسترش یافت و مردم عادی نیز برای جشن های خود، از قبیل جشن عروسی، ختنه سوران و…گروه های نمایشی را به خانه دعوت می کردند. صحنه ی نمایش در این خانه ها حوض وسط حیاط بود  که روی آن را با تکه های بزرگ تخته می پوشاندند و روی تخته ها قالی یا گلیم می انداختند. بازیگران نیز به ترتیب اجرای نقش ، روی این حوض تخته پوش می رفتند. نام تخت حوضی نیز به همین سبب به این گونه نمایش ها اطلاق شد.» (احمدی، ۱۳۸۶،ص۷)

«کلیه ی دسته های روحوضی در طی سالیان متوالی از نمایشنامه هایی سود می بردند که اقتباس و برداشتی بودند از قصه ی فولکلوریک و عامیانه، قصه هایی مانند چهار درویش، خورشید عالمگیر و…» (احمدی، همان،ص۸)

تا اینکه در اواخر پهلوی اول و در ادامه ی ترانه های تخت حوضی “پیش پرده خوانی” رواج یافت  که مابین پرده های نمایش ها اجرا می شد.  آهنگ این ترانه ها هم شاد وضربی بود وعلی رغم ضعیف بودن به خاطر  جنبه های انتقادی اش بسیار مورد پسند مردم بود.

شاید بتوان شکل امروزی حاجی فیروزِ تهران و قدمت ترانه های آشنایش را به لهجه ی تهرانی، در میان ترانه ی تخت حوضی یافت و با این حساب  چندان هم از جنبش هنری” پرفرمنس” که نیم قرن قدمت دارد کهنه تر و قدیمی تر نیست !

پر فرمنس به نمایش های “اجرایی” اطلاق می گردد که اجراهای بسیاری از آن انشعاب یافته اند و امروزه بخش عظیمی از تئوری و تفکرات تاتری و هنری غرب را تشکیل می دهد.هدف این جنبش در اصل، نگرش و ارائه ی نظریات نو و بدیع است که با تبلیغ اندیشه های اجتماعی و عقاید سیاسی در قالب “نمایش”،”رقص”،”پانتومیم” و… بیان می شود. نقطه ی شروع آن را می توان در جنبشهای  فوتوریسم، کنستروکتیویسم، باهاوس، دادائیسم و حتی سورئالیسم جستجو کرد که چند سال پس از جنگ جهانی دوم به تدریج در هنرهای تجسمی (نقاشی و مجسمه سازی) غرب شکل گرفت و سپس تحت تاثیر شدید از جنبش پیشامد –که طی سالهای ۱۹۵۷ م تا ۱۹۵۹ م در نیویورک آمریکا ابداع و سپس به تدریج در اروپا مورد طرح ریزی قرار گرفت- به طور جدی در تاتر و نمایش هنر قرن ۲۰ پدیدار گشت ومفاهیمی نظیر “رویدادهای غیر منتظره”،”هنر محیطی” و”از بین برداشتن مرزهای میان هنر و زندگی” در آن مطرح گردید. پر فرمنس، علاوه بر جنبش “پیشامد” اصطلاحات هنرهای دیگر را نیز در نظریات خود مطرح نمود. که در این مقاله قصد بر، بررسی این نظریات نیست بلکه در این مجال اندک سعی بر آن است که تنها به پاره ای از نشانه های پرفرمنس  اشاره  و با تکیه بر تعدادی از نظریات مهم، به شاخصه های اصلی پرفرمنس در” نمایشگر” حاجی فیروز پرداخته شود. در این مقاله از آن جهت واژه ی نمایشگر را به حاجی فیروز اطلاق می کنیم که نمایشگر تا قرن ۱۹ به بازیگری اطلاق می شد که استعداد چندانی نداشت و دوره گردی می کرد.

حاجی فیروز یک شخصیت نمایشی نیست بلکه یک کاراکتر ثابت است که هر کسی می تواند با پاره ای از تجربیات آن را اجرا کند؛از این رو همانگونه که بازیگران پرفرمنس معتقدند که بازیگر نیستند بلکه اجراگرند شاید بتوان حاجی فیروز را به عنوان یک نمایشگر پرفرمنس قلمداد کرد؛ چرا که نمایش پرفرمنس (پرفرمر) عبارت است از : هنرمند آوازه خوان که هم رقصنده است و بازیگر. و این تعریف را می توان تا حدودی به پیش پرده خوانی- که نمایشگر “فیروز” و”مبارک” با ترانه هایی خاص از آن برمی خیزد- نیز تعمیم داد . در پیش پرده خوانی هم  بازیگران در وسط نمایشِ اصلی به صورت بداهه تحت زبان ورفتار خودشان، تماشاگران را مخاطب خود قرار می دهند؛ درست مانند نمایشگران پیشامد وپرفرمنس که در بسیاری از نمایش ها بدون کارگردان و نویسنده وبه صورت بی واسطه و خود جوش به ایفای نقش می پردازند؛ لذا می توان حاجی فیروز که هدفش نمایش یک وضعیت و کنش واقعی بی واسطه است را به عنوان یک نمایش بی واسطه ی پرفرمنس قلمداد کرد.

یکی دیگر از نظریات مشترک عمده ی تئوری پردازان پرفرمنس این است که نمایشگر پرفرمنس باید تماشاگر را به طور کامل و بدون توجه به عواطف و احساسات در نمایش دخالت دهد؛ تا جایی که بنا به گفته ی “ریچارد شکنر” نتوان تفاوتی بین بازیگر وتماشاگر احساس کرد. حاجی فیروز در لحظاتی از اجرای نمایش از کاراکتر”فیروز” یا “مبارک” خارج می شودو خود را میان مخاطبان قرار داده، با سوال و جواب در خصوص مسائل روز، تماشاگر را در نمایش خود شرکت می دهد و بی آنکه در آن لحظه، حضور نمایشگر حاجی فیروز به عنوان یک پرفرمر احساس شود ، دوباره به کاراکتر خود بازگشته و با کارهای نمایشی ، رقص ، آواز و نواختن دایره زنگی به ادامه ی نقش آفرینی خود می پردازد.

از دیگر نظرات “ریچارد شکنر” که می توان آن را به نمایشگر حاجی فیروز تعمیم داد، تبلیغ تفکرات خاص در نمایش است. پرفرمنس نمایشی است که با اندیشه اجرا می شود و نمایش گران (پرفرمرهای) آن ، اغلب با اندیشه های سیاسی در حین اجرا، بسیاری از حرفهای مگو را بازگو می کنند. این مساله نیز یکی از شاخصه های اصلی حاجی فیروز است چرا که جدا از آواز و رقص وپیام رسانی، به عنوان یک کاراکتر انتقادی – سیاسی ،بسیاری از مسائل را بیان می کند.حاجی فیروز با خواندن ترانه ی “ارباب خودم”، تفاوت طبقاتی را یادآور می شود وتذکر می دهد، آنکه غنی است باید به فکر فقیران باشد و از مال خود به دیگری ببخشد تا همه در این نوروز زیبا به شادمانی بپردازند واین تغییر فصل مختص به شادمانی عده ای توانمند نباشد:

«ارباب خودم سلام و علیکم/علیکم السلام پیـر شـی ایـشالا /ارباب خودم سرتو بالا کن/

توی هـردوچشـام نمیـری ایـشالا/ ارباب خودم به من نیگا کن/ ارباب خودم بزبز قندی/

ارباب خودم بزبز قندی/ ارباب خودم چرا نمیخندی؟/ ارباب خودم گلی به جمالت

از کجا بگم وصف کمالت/ حاجی فیروزم/ بـــله/ سالی یه روزم

بـــله/حاجی فیروزم/بله/مث نیم سوزم/بله/سالی یه روزم/ بله /بشکن بشکنه/بشکن/من نمی شکنم/بشکن/من نمی تونم/می تونی/ چه جوری بشکنم؟/تق تق/ چطوری بشکنم؟/تق تق/ اینجا بشکنم یار گله داره/اونجا بشکنم یار گله داره/اینجا بشکنم یار گله داره/ این عاشق بیچاره چقدر حوصله داره.»

با این ترانه ی ضربی ،جدا از اینکه با به کارگیری واژه ی” ارباب” هریک از مردم را مخاطب قرار می دهد در صدد دریافت انعام هم است. انعامی که در ازای” بشکن وبالا بندازی” دریافت می کند، عملی که در کنار نواختن دایره زنگی، نشانگر جشن و سرور وشادمانی و رقصیدن است.

بسیاری از نظریه پردازان پرفرمنس براین باورند که باید نمایش عین واقعیت باشد ومرز بین هنر و زندگی برداشته شود که در این خصوص نیز می توان حاجی فیروز را نمایشگری دانست که با هنر نمایی در میان عموم مردم در ایام عید، مرز بین هنر و زندگی را شکافته است.

به علاوه، نظر بر این است که پرفرمنس در لحظه وساعتی است و همیشگی و دائمی نیست ، تنها یکبار به وقوع می پیوندد وامکان تکرار گشتن آن کم است ، از این نظر نیز می توان این مورد را به حاجی فیروز تعمیم داد که تنها سالی یکبار در ایام نوروز ظاهر شده(سالی یه روزه) و پس از نقش آفرینی از صحنه و نمایش های خیابانی خارج می شود.

اما این حقیقت را نباید از یاد برد که از سنت دیرینه ی ایرانیان تا پرفرمنس، فرسنگ ها فاصله است اما شاید حاجی فیروز، نقطه ی تلاقی و پیوند سنتهای  ایرانی و هنر مدرن باشد.

——————————————————————————————————–

فهرست منابع و مآخذ

آموزگار،ژاله،۱۳۸۷ ش؛ تاریخ اساطیر ایران. تهران:سمت

احمدی،مرتضی؛۱۳۸۶ش؛کهنه های همیشه نو (ترانه های تخت حوضی). تهران:ققنوس

بهار،مهرداد،۱۳۷۴ ش؛ جستاری در فرهنگ ایران. تهران: فکر روز

رضی، هاشم،۱۳۷۱ ش؛ گاهشماری و جشن های ایران باستان. تهران: بهجت

شاملو،احمد؛ سرکسیان، آیدا؛ ۱۳۸۷ ش. کوچه. تهران: مازیار

مسکوب، شاهرخ،۱۳۵۱ ش؛ سوگ سیاوش. تهران: خوارزمی

هیل،لسلی وپاریس،هلن، ۲۰۰۴ م؛ پرفرمنس آرت، نیویورک: کمپانی کانتینوم

 

.

 

 

 

 

 

 

همچنین ببینید

صدرا کاوه

صدرا کاوه

  حس می کنم دستای تو می لرزه و دلشوره می گیرم موشک به سمت ...

یک دیدگاه

  1. ممنونم مریم جانم… مثل همیشه مسرور شدم از خوندنت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>