جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

حسام برزگران

بازدید: 3,690

barzegaran                

 

با دست هایش

می کاشت

با پاهایش بر می داشت

و با چشم هایش می خورد

.

سیم خاردار را

مین کهنه را

ترکش تازه را

.

از چه باید می گذشت

کشاورزی

که مرز میان زندگی و جنگ

از زمین هایش عبور می کرد؟

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>