پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷

حسین جلالپور

بازدید: 1,189

حسین.ج۳

 

از جست‌وجو در خانه‌ی ابری بیرون می‌آیم بیرون می‌آیم از تو را دیدن در دست‌هایم

مِه می‌نشیند روی پاهایم پاهایم از من دورند از راهی که می‌رفتند از روی پایم

در کفش‌هایم راه را بردند سمتی که پیداست پیچیدگی‌های زمانِ درگذشته‌ست زیر عصایم

پروانه‌ای پر زد دو بالش را محکم گرفتم محکم گرفتم دست‌هایم را در دست‌هایم

پروانه جا می‌داد بالش را در چشم‌ هیزم برقی کدر در آینه افتاد از هر کجایم

هر گوشه‌ی این خانه را دیدم دیدم که شاید… پیدا نشد در کنج اندوهِ تو انزوایم

چاقوی تیزی از لبه افتاد افتادم از دست افتاده بودم از شیار خود در ماجرایم

از ردّ پا بر جاده‌ی خاکی یک ردّ پا هست راهی عمیق از دور جا مانده در جای‌جایم

می‌پیچم از خود در خودم از تو از بی‌تو در خود دردم که می‌گیرم دهانم را زیر صدایم

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>