جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷

حمزه دایی چی

بازدید: 2,303

حمزه دایی چی

 

من باغ بی بهارم، حق با شماست بانو

آغوش انتظارم بس بی بهاست بانو

پیش از تو آسمان هم این طعنه را به من زد

این طعنه ها سراسر بر من رواست بانو

دنیای من همین است. یک مشت حرف و دفتر

این هم برای اهلش سرمایه هاست بانو

هر روز رنج خود را بر دوش درک بردم

درکی ندارم آخر رنج از کجاست بانو

آغاز هفته هایم با شنبه نیست هرگز

هر لحظه عصر جمعه همراه ماست بانو

لب های واژگانم رنگ کویر دارد

تا چشمه ی نگاهت از من جداست بانو

گفتی که گام هایت گاهی رمق ندارد

گاهی چه می شود کرد، دنیا نخواست بانو

باشد که زنگ شعرم در خاطرت بماند

چیزی که ماندگار است تنها صداست بانو

همچنین ببینید

سخن دبیر

                  مریم کوچکی شلمانی   روایت شناسی نشانه ها در شعری از “بنیامین پورحسن”   ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>