دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷

حمیده منصوری

بازدید: 5,028

حمیده منصوری

 

آیا ریشه های‌ تو را
خاک خشکیده خواهد یافت؟
آیا از درخت ابدیت
دستهای تو باز
خواهد رویید؟
روح من روی گسل است
روح من در انزوای بی‌ تویی
به آرزوهای دخترکی می اندیشد
که در باغچه ات کاشته بود
آیا صبر
این صبر ویرانگر
مرا به دست های تو خواهد رسانید؟
به من بگو
به من بگو تا صبح
تا جوان ترین جوانه
چقدر مانده است؟
من میترسم
من از انحطاط خاک می ترسم
وقتی که کرمها
سرود می خوانند
و زمین
مانند مادری
که نوزاد مرده میزاید
از بهار
هیچ نمی فهمد

همچنین ببینید

مهدی معظمی

  از در تو نگاه کردن از تو در توو به تووی زمانه چشم به ...

۲ دیدگاه

  1. با سلام
    علیرغم مفاهیم عمیق موجود، اسلوب های دستوری و موتیف های کلامی شعر فروغ فرخزاد با قدرت تداعی می شود.
    برقرار باشید

  2. پوشکین میمندی نژاد

    حمیده جان چرا شعر تو منو بیاد فضای دردناکی که در کردستان سه کشور ایران و عراق و ترکیه در جریان هست می اندازه ؟؟ ممکنه که هرگز هم این صحنه هارو ندیده باشی ولی بنظرم امواج دردناکی که از اتفاقات بدی که در زمان جاودانه شده شاید در لحظه خلوت تو برای تو آشکار شده باشند و تنها تو توانستی این ناله هارو به وسیله کلمات شاعراانه نقاشی کنی .. به هر حال نوشتن در مورد این لحظه های دردناک حتما نویسنده رو هزار بار گرفتار درد و رنج کرده .. پس بخاطر اینکه احساس دردی که زیر خاکها مدفون شده تو دوباره برای تجلی انسانیت به جلوی چشم ما با کلمات محکمت زنده کردی متشکرم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>