جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

خطوط زیبایی؛ هنر سیلویا پلات

بازدید: 2,224

armeaghrabe2        ترجمه : روجا رضایی

زندگی مشترک “سیلویا پلات” و “تدهیوز” الهام بخش برخی از درخشان ترین شعرهای قرن گذشته است.اما سیلویا یک هنرمند بسیار با استعداد هم بود.

سیلویا و تدهیوز

فریدا هیوز داستان پشت طراحی های بدیع و زیبای مادرش را آشکار می کند:

در دوم نوامبر ۲۰۱۱، نمایشگاه طراحی های خودکار و جوهر مادرم در گالری میور در لندن گشوده شد.این طراحی ها را پدرم، تد هیوز، شاعر برجسته که در ۲۸ اکتبر ۹۸ درگذشت به من داده بود.اما اینها تنها میراث من از والدینم نیستند.اگر آرایش ژنتیکی ربطی به تمایلات داشته باشد،باید بگویم من تمایلات متضاد فراوانی در نوشتن شعر و همچنین طراحی و نقاشی کردن دارم.درحالیکه والدینم علی رغم توانایی های هنری شان، تصمیم گرفتند انرژی اولیه ی خود را صرف نوشتن کنند،من فکر میکنم انجام هر کدام از این ها بدون دیگری امکان پذیر نیست.

اگرچه مادرم در درجه ی اول بخاطر رمان نیمه اتوبیوگرافی اش به نام “حباب شیشه” و اشعارش بویژه آخرین مجموعه اش با نام “آریل” که در سال۶۵ بعد از خودکشی او در سال۶۳ منتشر شد شناخته شده است اما شور و شوق او برای هنر در تمام زندگی کوتاهش نفوذ کرده بود.اولین نامه ها و خاطره ها و شعرهایش معمولا به اندازه ی زیادی تزیین شده بودند و او امیدوار بود که این طراحی ها بتوانند مقالات و داستانهایی را که او برای انتشار نوشته بود مصور کنند.

او پدرم را زمانی ملاقات نمود که در رشته ی زبان انگلیسی در دانشگاه نیونهام در کمبریج از اکتبر۱۹۵۵ تا جون ۱۹۵۷ با بورس ایالتی تحصیل می کرد.آن ها در ۱۶ جون ۱۹۵۶ با یکدیگر ازدواج کردند و ماه عسل خود را در پاریس و بنیدورم سپری کردند که مادرم بسیاری از طراحی های این نمایشگاه را در آن جا انجام داد.

در سال ۱۹۵۶ یکی از مقالات او درباره ی اسپانیا در مجله ی” کریستین ساینس مانیتور” منتشر شد. این مقاله با یکی از طراحی های او از یک قایق ماهیگیری اسپانیایی مصور شده بود.در ۲۸ آگوست او در نامه ای برای مادرش،اورلیا پلات، چنین نوشت:”احساس میکنم در حال پرورش نوعی سبک بدوی متعلق به خودم هستم.طراحی های اولیه ی من در کمبریج در برابر این طراحی هایم هیچ نیستند. منتظر بمان خواهی دید.” یکی دیگر از مقالات او با عنوان “کاوش ها منجر به اکتشافات جالبی می شوند” در ۱۹اکتبر ۱۹۵۹ در همان مجله منتشر شد.برای این مقاله هم از طراحی های قدیمی تر او از یک اجاق چوب سوز قدیمی،یک تایر،یک چرخ دستی خارج از آلونک و مجموعه ای از بطری های سفالی استفاده شده بود.

اولین طرح از این طراحی ها با یک طراحی دوم همراه است که با مقدار اندکی تفاوت همان موضوع  را بررسی و مطالعه می کند.مادرم اغلب موضوع هایش را بیشتر از یکبار طراحی میکرد.تا آنجا که من میدانم تصویر نیمرخ پدرم را در پاریس دوبار کشیده بود یکبار از سمت راست صورتش و بار دیگر از سمت چپ آن.

ادبیات و هنر به طور مداوم جوانب زندگی پدر و مادر را به هم مرتبط کرده بود.پدرم در آخرین مجموعه ی شعرش به نام “نامه های تولد” به طراحی های مادرم اشاره می کند.اوهمچنین در شعرش به نام “پاریس تو” مستقیما به مادرم در حال طراحی پشت بام های پاریس، یک راهبند ترافیک،یک بطری و او اشاره می کند.در سال ۱۹۵۸ یعنی زمانی که پدر و مادرم برای کار به آمریکا نقل مکان کرده بودند،در یک نامه از “آرت نیوز” از مادرم  شعری درباره ی هنر خواسته شده بود.در نتیجه مادرم هشت شعر نوشت که از آثار سه هنرمند مورد علاقه اش الهام گرفته بود:پل کلی،روسو ودکیریکو.او در ۲۲ مارچ ۱۹۵۸ در نامه ی دیگری به مادرش چنین نوشت:” منبع الهاماتم را کشف کرده ام و آن هنر  است. هنر بدویانی مانند هانری روسو،گوگن،پل کلی و دکیریکو.”

در زمان نوشتن این شعرها مادرم با برنامه ی “آوای هنرمند” در رادیو به همراه پدرم مصاحبه ای داشت و چنین توضیح داد:” من تخیل تصویری دارم.برای مثال منبع الهام من نقاشی است نه موسیقی. من این را به روشنی می بینم.”

سیلویا پلات

شعری از سیلویا پلات:

“آیینه”

من نقره ای رنگ و دقیق ام. هیچ تصور قبلی ندارم

هرانچه می بینم بی درنگ می بلعم

درست همانگونه که هست ،بی غبار از عشق یا نفرت

ستمگر نیستم فقط راستگویم

چشم خدایی کوچک،چهار گوش

اغلب به دیوار روبه رو می اندیشم

صورتی است و لکه دار

به آن مدت ها خیره شده ام

گویی که بخشی از قلب من است

ولی پیدا و ناپیدا میشود

صورتها و تاریکی بارها مارا زهم جدا می کنند

حالا من دریاچه ام

زنی بر رویم خم شده است

برای شناخت خویش سرا پای مرا میکاود

و سپس به شمع ها یا ماه ،این فریبکاران،باز میگردد

پشت اورا می بینم و صادقانه منعکس می کنم

او با اشکها و تکان دادن دستش به من هدیه میدهد

برایش مهم هستم.می آید و می رود

هرصبح چهره ی اوست که جایگزین تاریکی میشود

او در من دختر جوانی را غرق کرده است

و در من زنی سالخورده  روزهای مداوم به سوی او

برمیخیزد

چونان یک ماهی هولناک…

منبع:گاردین

———————————————————————————————————————————————————————————————————————————–

Lines of beauty: the art of Sylvia Plath

Sylvia Plath and Ted Hughes’s life together inspired some of the most brilliant poetry of the last century. But Sylvia was also an accomplished artist. Frieda Hughes reveals the stories behind her mother’s exquisite drawings
n 2 November, an exhibition of my mother Sylvia Plath’s pen- and-ink drawings opens at the Mayor Gallery in Cork Street in London. These pictures were given to me by my father, the late Poet Laureate Ted Hughes, who died on 28 October 1998. But they were not my only legacy from my parents, if genetic make-up has anything to do with our inclinations; I have the frequently conflicted desire to write poetry and to draw and paint also. While my parents chose to direct their primary energies into writing, despite their ability as artists, I have found it impossible to do one without the other.
Although my mother is known primarily for her semi-autobiographical novel The Bell Jar and her poetry – particularly her last collection, Ariel, published posthumously in 1965 following her suicide on 11 February 1963 – her passion for art permeated her short life. Her early letters and diary notes and poems were often heavily decorated, and she hoped that her drawings would illustrate the articles and stories that she wrote for publication.
She met my father while she was reading English at Newnham College, Cambridge, from October 1955 to June 1957 on a Fulbright fellowship from the States. They married on 16 June 1956, honeymooning in Paris and Benidorm, which is where my mother did many of the drawings in this exhibition.

In 1956 an article she wrote about Spain was published in the Christian Science Monitor, illustrated with one of her drawings of Spanish fishing boats. On 28 August she wrote to her mother, Aurelia Plath: “I feel I’m developing a kind of primitive style of my own which I am very fond of. Wait till you see. The Cambridge sketch was nothing compared to these.” Another article, “Explorations Lead to Interesting Discoveries”, was published on 19 October 1959 by the same magazine, using drawings she’d done some time earlier of an old wood-burning stove, tyre and wheelbarrow outside a shed, and of a collection of earthenware bottles. The first of these drawings is included in the exhibition with a second, slightly different study of exactly the same subject. My mother often drew her subject more than once; my father’s profile was, to my knowledge, drawn twice, once facing left, and once facing right, while they were in Paris.

Literature and art continually linked aspects of my parents’ lives; my father mentions my mother’s drawings in his last collection of poems, Birthday Letters. In his poem “Your Paris” he directly refers to my mother drawing the Paris roofs, a traffic bollard, a bottle, and him, too. In 1958, by which time my parents had moved to the US to work, a letter from ARTnews asked my mother for a poem on art; as a result she wrote eight poems inspired by the works of three of her favourite artists: Klee, Rousseau and De Chirico. On 22 March 1958, in another letter to her mother, she wrote: “I’ve discovered my deepest source of inspiration, which is art: the art of the primitives like Henri Rousseau, Gauguin, Paul Klee and De Chirico.”

At the time of writing these poems my mother was interviewed for The Voice of the Poet on radio with my father and explained: “I have a visual imagination. For instance, my inspiration is painting and not music when I go to some other art form. I see these things very clearly.”

——————————————————————————————————————————————————————————————————————————————-

ترجمه شعر “آینه” از این منبع :

https://owlcation.com/humanities/Analysis-of-Poem-Mirror-by-Sylvia-Plath

همچنین ببینید

درست مقابل چشمان آنها

       کلر ویگ فال              ترجمه : فرانک محمدی دستی را که هنوز آغشته به شیرپاک­ ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>