چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

دوچرخه مرد محکوم و سه چرخه

بازدید: 5,962

کلیماندو- همه ی اینها واسه اینه که نامرئی نیستیم. آه! اگه نامرئی بودیم آپال! اگه من نامرئی بودم می رفتم تو لژ کاخ سبز می خوابیدم. روی فرش! چه حالی می کردم! ما چی کار می تونیم بکنیم تا تو یه جای گرم بخوابیم؟
آپال- مرگ!
(بخشی از نمایشنامه سه چرخه)
دوچرخه ی مرد محکوم و سه چرخه نام دو نمایشنامه ی فرناندو آرابال است. او در شهر ملیلا در اسپانیا و در سال 1932 به دنیا آمد. آرابال تحصیلات متوسطه را در شهر والنس گذراند و در این دوران شروع کرد به سرودن شعر و نوشتن قطعات کوچک نمایش. در سال 1951 برای تحصیل در رشته ی حقوق به مادرید برفت و همزمان نخستین نمایشنامه های خود را به رشته ی تحریر در آورد. نمایشنامه‌های آرابال سرشارند از خیال، ریشخند و شواهد تاریخی، اما هیچ ارتباطی به واقع گرایی بی روح و رویا پردازی اغراق‌آمیز ندارند. این آثار مخاطب را بر می‌انگیزند؛ دلیل جذابیت‌شان دقیقا همین است. آثاری عمیقاً سیاسی و به طرز سر خوشانه‌ای روشن‌بین، یاغی و بی قید که نشانه‌های روشنی از زمانه‌ی ما را در خود دارند. شخصیت های تئاتر آرابال همیشه آواره و بیگانه هستند و در حاشیه ی سرنوشت خود و زندگی اطرافشان قرار می گیرند. او انسان‌های خوشحال را نقش می‌زند که در مرزهای محدود حرکت زندگی‌شان، مجبور به چیزهایی می‌شوند، که خود در هیچ‌حالتی نمی‌خواهند.
دیکتاتوری با شهروندهای خود چه می‌کند؟ فقر آدم را به کجا می‌رساند؟ این دو سال اصلی هستند که فرناندو آرابال در دو نمایشنامه‌ی “دوچرخه ی مرد محکوم و سه چرخه” خویش، دنبال پاسخ‌شان است. او تصویرهایی منسجم و با دقت انتخاب گشته را در کنار هم می‌چیند و غم را میان حرکت‌های پانتومیم، خنده‌ها و امیدواری‌ها و نوای موسیقی پنهان می‌سازد. شخصیت‌های او، مُهره هایی از گذشته هستند که محکم بر صفحات کاغذ چسبیده‌اند و به‌ هیچ عنوان قرار نیست تا از صحنه‌ی روزگار محو شوند. آن‌ها نقش‌شان را اجرا می‌کنند. نمایش به پایان می‌رسد، اما حضورشان باقی می‌ماند. آن‌ها در جایگاه خود می‌نشینند تا باری دیگر بازی کنند و محو شوند و هنوز باشند.
آرابال جایی نوشته است: تئاتر قبل از هر چیز مراسم جشنی ست آکنده از هتک حرمت و تقدس، شهوت و عرفان، قتل و ستایش زندگی. تئاتر آرابال به تمامی در این فرمول جا می گیرد. تئاتری دیوانه وار، خشن، جنجالی و به طرز سرخوشانه ای آشوبگر.
این کتاب را اصغر نوری به زبان فارسی ترجمه کرده و توسط انتشارات افراز در سال 1389 به بازار کتاب ارائه شده است.

همچنین ببینید

معشوقه در کشو

فراز بهزادی : چاپ دوم مجموعه شعر “معشوقه در کشو” سروده ی حسین باقری توسط ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>