جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

دو شعر از شیوا فرازمند

بازدید: 9,235

 

 

 

 

 

 

شیوا فرازمند

 

1

دور مي‌شوم

در امتداد موازي ابروانت

و گم مي‌شوم

خيسي چشمانت را

در جاده‌اي كه به اهورايي درد

ختم مي‌‌شود

اين‌بار

زنده به گور مي‌كنم

ايلياتي چشمم را

وحشيِ

وحشي….!

2

با خیال این‌که

می‌خندی مرا،

سوار اسب چوبی خاطره‌ها

اگرچه

هیچ بلد نیستم بچّگی کنم؛

فرقی نمی‌کند

وقتی که می‌خندی

تمام دنیا

در دست‌های من

جا می‌شود.

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

۲ دیدگاه

  1. سلام خوب بود اكه امكان داره شعر هات را برام بفرست

  2. اشعارتون زیباست و رؤیا گونه.
    لطافت درونت را می ستایم مهربانو…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>