شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

دو شعر از صفیه کوهی

armeaghrabe2

۱)

در سرم  انفجار

پشت انفجار

مین ها را خنثی می کند

من مرزم

مرز بی خط

که سربازان زیادی

بر پشت نامه های عاشقانه

از برج پرت شده اند

من خط اولم

مقدس

و رژها

پرچم ها با نام من

مهربانی

صبح گاه  را تازه می کنند

از جلو

نظام

ایست

من صدای  پاهای او هستم

که به من

در ذهنش

تق تق تق

دست می زند .

—————————————————————————————————

۲)

صدای غروب

گله گاوها را آرام نمی کند

من همچنان

در چنین ماغی

وقتی موهایم

را شانه می زنم

ریزو کشیده

بلندو وریز

گریه می کنم .

 

 

همچنین ببینید

sdff

fdsfsd

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>