شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

دیگربودگی نامتعارف

leyla.hajiaghaee             لیلا حاجی آقایی

نگاهی به زمینه های گرایش زن ایرانی به اعتیاد

انحرافات اجتماعی پدیده  هایی متنوع، نسبی و متغیرند که اگر در جامعه بصورت  الگو اشاعه یابند لوازم تبدیل ناهنجاری  ها به هنجار را فراهم ساخته و رفته رفته  به یک ارزش اجتماعی  تبدیل  می شوند؛ کار زمانی سخت تر خواهد شد که وجدان جمعی جامعه هم ان را نکوهش نکند؛ نتیجه؛ هرج و مرج اخلاقی  است….

یکی از این انحرافات اجتماعی  اعتیاد به مواد مخدر است؛ بیماری روانی ،اجتماعی و اقتصادی که از مصرف غیر طبیعی  برخی مواد چون الکل،تریاک ،حشیش ،کراک و…..ناشی می شود. تسکین موقت و نشاط گذرا از عوامل محبوبیت مواد مخدر  بوده و قربانیان آن فارغ از جنسیت در رده ی مطرودان اجتماعی قرار می گیرند،جایگاهی بس ازار دهنده و اسیب رسان.

دیر زمانی نیست که با پیدایش فمنیسم مطالعه جنسیت و انحرافات اجتماعی و جرایم زنان در کانون توجه مطالعات جامعه شناختی قرار گرفته و اگر در طی سه دهه گذشته حوزه ی مصرف مواد حوزه ای مردانه تصور می شد ،امروزه اعتیاد به صورت یک امر زنانه نیز جلوه گری می کند و در کشور ما ایران نیز روز به روز بر تعداد زنان مصرف کننده ی مواد اضافه می گردد که عالمان علوم روانی و اجتماعی  بر خلاف اهل سیاست که فقط بدنبال نکوهش قربانیان هستند ،در صدد تبیین این مساله ی اجتماعی اند.

به نظر می رسد اعتیاد زنان معلول عوامل مختلفی است که ازابعاد روان-جامعه شناختی، بیولوژیکی و پزشکی قابل بررسی است و در جامعه ی ما نیز بدلیل فقدان صراحت و شفافیت عوامل مداخله گر در گرایش زنان به مصرف مواد مخدر ،انواع ناداوری ها و پنداشت های اجتماعی باعث به تعویق افتادن سبب شناسی این انحراف شده و به تبع ان راهکارهای درمانی و استراتژی های پیشگیرانه در راستای مواجهه کارامد با این معضل طرح نشده است.

با توجه به اینکه تب اعتیاد زنان در ایران بالاگرفته  و نوعی سرگشتگی و زندگی ملال انگیز و بی فرجام برایشان ایجاد نموده ،لازم است با رویکردهای نظری جامعه شناختی به واکاوی و تببیین علی این مسآله اجتماعی  پرداخت

اغلب دیدگاه های اجتماعی، مصرف مواد را محصول روابط اجتماعی و وضعیتهایی می دانند که باعث ناامیدی، ناکامی، محرومیت و احساس از خودبیگانگی در میان بخش های اسیب پذیر جامعه می شوند.

یکی از حوزه هایی که بیشترین تاثیر را در زمینه ی اعتیاد زنان دارد حوزه ی کسب قدرت از سوی آنان است تا به صورتی نمادین در برابر سیطره ی مردان ابراز قدرت نمایند که در این جا اعتیاد به مثابه نوعی مقاومت است.

دیدگاه دیگر نظریه ی “فشار ساختاری” رابرت مرتون می باشد. طبق این نظریه در ایران به دلیل تبعیض جنسی در نهادها  و سازمان ها و وجود سقف شیشه ای و مزاحمت موانع ارتقاء جایگاه زنان، و یا وقوع بحران های خاص زندگی از قبیل طلاق، سوگ عشقی، و گاه داشتن تجربه ی زیسته ی آزار دهنده چون سواستفاده ی جنسی، باج گیری عاطفی و خشونتهای احساسی موجب می گردد که زنان در کانون مصرف مواد قرار گیرند.

از طرفی با استیلای جامعه ی مصرفی و نمایش شگفت دینامیسم لذت انگارانه ای که ذات سرمایه داری ست، می توان افزایش شکاف بین اهداف، امیال و امکانات واقعی جامعه ی زنان را مشاهده کرد و دریافت  که همین ناکامی های حاصل از نرسیدن به خواسته هاست که راه را برای نوعی به خلسه رفتن و فراموشی آلام باز کرده و مصرف بیشتر مواد برای رهایی از رنج را  پیشنهاد می کند….

ناگفته نماند که در خصوص  امار اعتیاد زنان ما با امارهای تلطیف شده ای مواجهیم، اما در بدنه ی اجتماع شیوع مصرف مواد در بین زنان حکایت از فروپاشیدگی اخلاقی دارد و روایت های خرد و کلان در این زمینه هشدار دهنده هستند.

فرجام سخن؛ می توان به مجموعه عللی در زمینه ی گرایش زنان به اعتیاد اشاره کرد :

همانندی بامردان، کسب پرستیژ اجتماعی  و به روز بودن، لذت جنسی بیشتر، همنوایی با دوستان، دارو درمان، خلق اثار هنری، بهتر درس خواندن، پیشگیری از یکنواختی و هیجان مداری، فشار های عاطفی ناشی از آزار جنسی و جسمی، فقر شادی و نشاط و سرگرمی و تفنن، نیاز به دیده شدن در سپهر عمومی، لاغری و کاهش وزن در زمینه ی پیروی از استاندارد های زیبایی مدرن و الگو پذیری از سلبریتی های رسانه ای اشاره نمود….

شوربختانه این ”دیگر بودگی”  نا متعارف بسیار هزینه بر و جانکاه است.و مرتفع کردنش جز با عزم جدی ملی برای اگاه سازی زنان و دختران این مرز و بوم در زمینه ی تبعات روان-جامعه شناختی اعتیاد میسر نخواهد شد

همچنین ببینید

پاپی

سیری در اندیشگی های جهانِ معنا(پدیده، پدیدار و ماندِگار)

      عابدین پاپی  بی پدیده پدیدار معنا ندارد و هر پدید اری هم ماندگار نیست. ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>