چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

رویا

بازدید: 8,311

   مهرداد شهابی
از اولِ شب غلت داری می‌زنی تو جات
باید بخوابی، دیر می‌شه وقتِ رویاهات

تسلیمی و خسته ولی چشم‌هات لجبازند
داری برای خواب می‌میری ولی بازند

تختت تو رو محکم گرفته روی آرامش
تو چشم ِ شب بارونه، تو چشم‌های تو خواهش

دستی نوازش می‌کنه موی سرت رو، بعد
هم خواب رو می‌بینی و هم/بسترت رو بعد

با بوسه زخم‌های تو رو می‌بنده لب‌هاش و
حس می‌کنی دور ِ تنت می‌پیچه گرماشُ

توی رگت خون داره بالا می‌بره تب رو
تختِ تو نفرین می‌کنه [خیس ِ عرق] شب رو


– وا کن چشاتُ!!
چشم تو از خواب لبریزه
روی سرت یک سطل آبِ سرد می‌ریزه

می‌لرزی و محکم گرفتی خوابُ تو مُشتت
رویای شیرین می‌چکه آروم از انگشتت


رویای شیرین می‌چکه از جای زخم‌هاش و…
این دیگه رویا نیست!
نه!
از خوابِ من پاشو!!!

با سیلی ِ اول جدا کرده شده از تخت!
چشماشُ می…
[سیلی!] – بلند شو راه بیا بدبخت!!

رویای شیرین می‌چکه روی زمین ِ سرد
حس می‌کنه دور ِ تنش پیچیده می‌شه درد

سرگیجه دست‌هاشُ گرفته، می‌گه با من باش
سُر می‌خورند پاهاش روی ردِ رویاهاش،


می‌افته از رویا به کابوسی که می‌بینم
بیدار می‌شم!
بی‌صدا رو تخت می‌شینم…

تا صبح خیلی مونده و بیرون هوا تیره است
عکس ِ تو رو دیوار، تو چشم‌های من خیره است

لب‌های تو راز ِ سکوتُ خوب می‌فهمند
می‌خواهند آرومم کنند، آروم می‌خندند

من بُغض دارم، گرچه حرف‌های تو یادم هست!
آره، حواسم پیش ِ قول‌هایی که دادم هست!

تختم منُ محکم گرفته روی آرامش!
تو چشم ِ شب بارونه، تو چشم‌های تو خواهش…

 

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

۲ دیدگاه

  1. کار خوبی نبود! با صراحت عرض کردم

  2. تلاطم احساس بین دوست داشتن و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>