چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

رویکردی به گفتمان کاریزماتیک و نقش آن در ادبیات و شعر

بازدید: 5,672

abedinpapi1        عابدین پاپی

 

تک مطلب ها: شعر ، کاریزماتیک ، خاص ، عام ، محله و جامعه

  • ریشه شناسی مفهوم کاریزماتیک

کاریزماتیک ( به انگلیسی charismatic)) در اصل کلمه ای یونانی است و برای اولین بار این واژه در یونان باستان شناخته شد که به معنای «موهبت» است . کاریزما در لغت به معنی فرهمند یا فرمندی است و یا به عبارتی دیگر ازآن به معنی جاذبه ی استثنایی هم یاد کرده اند . دیگر معنی کاریزماتیک رهبری است و در ابعادی هم به معنی خود جوش ، عام پسند و مردمی بکار می رود . کاریزماتیک به معنی شخصیّت و جذابیت یک فرد که می تواند در مردم نفوذ کند و آنان را به شور و فداکاری وادار سازد ،گفته می شود . و کاریزما به کسی گفته می شود که دارای شخصیّتی کاریزماتیک است. کاریزما صفتی است که برای فرد کاریزماتیک  بکار می برند به گونه ای که در بین مردم کاریزما بودنِ فرد متداول تر از کاریزماتیک بودن فرد است . به عنوان مثال: می گویند فلانی رهبری کاریزما است و یا مدیری کاریزماست و یا قلم و یا هنرش کاریزما دارد .

درریشه یابی تاریخ این واژه و چگونگی حضور آن در جامعه باید گفت که اصولن هر مفهومی ریشه درطبیعت و جامعه دارد اما حضور و کاربرد آن بستگی به حمایت و شرایط زمانی و مکانی و استقبال از آن مفهوم است به طوری که ممکن است یک واژه قدمت تاریخی کهنی را در یک سرزمین داشته باشد اماحضورو کاربردی نداشته باشد و به مرور زمان بر اساس عدم کارایی آن به فراموشی سپرده شود و یا امکان دارد که یک واژه دارای قدمت تاریخی کوتاهی باشد ولی از جایگاه و پایگاه ویژه ای در بین مردم برخوردار باشد . بنابراین  از جانبی چگونگی حضور و کاربرد یک واژه بستگی به شرایط اجتماعی و حوادٍ ث تاریخی و سیاسی یک سرزمین و یا قو م و یا قبیله را هم می طلبد.از این رو می توان گفت که کاریزماتیک از جمله واژگانی است که فی نفسه در روح و روان و رفتارهای آحاد و عوام مردم وجود داشته است اما حضور و کاربرد این واژه زمانی متداول می شود که یک فرد جریانی انقلابی را دربطن جامعه راه می اندازد و یا تفکر سیاسی و یا هنری خود را به عنوان یک پارادایم( الگو و سرمشق) در میان جامعه نشان می دهد . بنابراین کاریزماتیک را می توان اصطلاحی سیاسی برشمرد که مشخصه های این اصطلاح ابتدا در عالم سیاست بروز پیدا کرد و منبعد به دایره ی علوم دیگر اعم از جامعه شناسی و هنر و … نیز تسری پیدا نمود .رهبری کاریزماتیک در اصطلاح سیاست به حکومت مبتنی بر فرمان برداری غیر عادی و استثنایی از یک فرد به خاطر تقدس دینی و الگوبودن وی می باشد و البته کلمه ی کاریزما در کتاب مقدس مسیحیان به معنی توصیف گر روح مقدس آمده است و مواردی چون وحی ، حکم ، تعلیم، کشیش ، عقل و شفا از جمله مفاهیمی هستند که به فردِ کاریزما نسبت داده اند که این فرد با دارابودن این صفات برتر می تواند بر جامعه تأثیر بگذارد . کاریزما به کسی گفته می شود که بشخصه دارای رفتارهایی شگفت برانگیز و خارق العاده است . به هر روی ابداع و متداول شدن این مفهوم را  در اجتماع به ماکس وبر نسبت داده ا ند اما قبل از رنسانس نیز صاحبان فکر و اندیشه در مسائل فلسفی و انسانی به این گفتمان در زوایایی اشاره کرده اند . به طور ی که در ازمنه های قبل از رنسانس نظریات مختلفی در شناخت طبیعت و سرشت انسان ارائه شده است به شیوه ای که گروهی بر این اعتقاد داشته اند که انسان دارای بُعد منطقی ، عقلایی و استدلالی است و گروهی دیگر اعتقاداتی مبنی بر این دارند که انسان ها از مجموعه ای از احساسات ، عواطف و هیجانات برخوردارند که موجب بروز رفتار می شود . با این وجود، آنچه که مسلم است این که تا زمان ماکس وبر نظر دقیقی وجود نداشت که کدام یک بعد از وجود انسان باعث ایجادرفتار شده و یا همین انسان را تحت  الشعاع قرار داده است و کدام یک از این ویژگی ها نتوانسته اند در رفتار و کردار انسان ها تأ ثیر کمتری داشته باشند و یا در برهه ای از زمان ها کمتر دیده شده اند . بنابراین ماکس و بر با طرح این مسئله به اثبات رساند که در بُعد عقلایی ، مفهوم دیوان سالاری و دربُعد عاطفی مفهوم کاریزماتیک نقش و کاربرد اساسی دارد و با تمایز بین این دو، این نظریه را به تثبیت نهایی رساند . به گونه ای که امروزه مفهوم دیوان سالاری به عنوان زیر بنای مدیریت شناخته شده  و مفهوم کاریزماتیک به عنوان زیر بنای عموم و اجتماع معرفی گردیده است . با این بیان، در می یابیم که سرشت و بن مایه ی مفهوم کاریزماتیک از عاطفه ، احساس و هیجان است و البته رفتارهای معنوی و موهبت های خارق العاده نیز از جمله شاخص هایی به شمار می روند که یک فرد ِ کاریزما از این رفتارها بهره مند شده است .

  • تقسیم بندی ساختاری شخصیت های کاریزما:

شخصیّت به ویژگی هایی اطلاق می شود که مُعرف رفتار فرد هستند و اصولن واژه ی کاریزما یکی از این ویژگی های شخصیّتی است که فرد ِ کاریزما از آن مستفاد شده است . بنابراین در تقسیم بندی ساختاری شخصیت های کاریزما می توان چنین پنداشت که شخصیت های کاریزما را در بنیاد و ساختار های جامعه می توان به سه نوع شخصیت تقسیم نمود .

۱-کاریزمای خاص: کاریزمای خاص به شخصیّتی گفته می شود که دارای جاذبه های استثنایی و موهبت هایی خارق العاده است به طوری که رفتار و عملکرد این نوع اشخاص در جامعه منحصر به فرد است به مانند : رهبران فکری ، اجتماعی و فرهنگی

۲-کاریزمای عام : کاریزمای عام به شخصیت هایی اطلاق می شود که دارای جاذبه هایی عمومی و موهبت هایی خارق العاده و شگفت بر انگیز ند ، به طوری که رفتار و عملکرد این نوع اشخاص منجر به دگرگونی و انقلاب فکری و سیاسی در یک جامعه می شود به مانند: رهبران سیاسی در اقصی نقاط ِ کشورها

۳- کاریزمای بوی و منطقه ای

کاریزمای بومی و منطقه ای به کاریزمایی گفته می شود که در یک بافت محلی و یا منطقه ای دارای قرب و منزلتی ایلیاتی اجتماعی و یا احیانا سیاسی و فکری و … است . به مانند رئیس یک قبیله و یا قوم و یا به مانند رهبر معنوی و فکری یک محله یا منطقه و یا شهر

۳- جایگاه و نقش ِ مفهوم ِ کاریزماتیک در ادبیات و شعر

با توجه به ریشه شناسی این واژه و با التفات به تقسیم بندی هایی که ازاشخاص ِ کاریزما در بطن جامعه شد در می یابیم که مفهوم کاریزما و یا به اصطلاح کاریزماتیک مفهومی جامع الاطراف و اجتماعی است به گونه ای که می توان از این مفهوم به عنوان یک گفتمان همه جانبه یاد کر د . از این رو، ادبیات و شعر را می توان یک مقوله ی اجتماعی و هنری برشمرد و چون هنر یک تولید اجتماعی به شمار می آید و هنرمند به عنوان کاریزمای خاص( بر اساس تقسیم بندی فوق الذکر در همین نوشتار که ذکر آن رفت) شناخته می شود .لذا برداشت این است که ادبیات و شعر رابطه ی معنایی تنگاتنگی را با مفهوم کاریزماتیک برقرار می کنند و جایگاه و نقش این مفهوم نیز بر اساس نشانه هایی که در دایره ی ادبیات و شعر وجود دارد بر کسی پوشیده  و اغیار نیست . افزون بر این که مفهوم کاریزماتیک بر اساس تعاریفی که از آن دست داد بر پایه ی جایگاهی که در ازمنه های تاریخ در جوامع بر عهده گرفته است از عمده مفاهیمی است که جایگاه و نقش آن چند لایه است و یکی از این لایه ها را می توان ادبیات و شعر قلمداد کرد . ادبیات و شعر از ارکان اصلی اجتماع به شمار می روند و جامعه نیز با این دو کلافی عمیق خورده است .

تأثیر ادبیات وشعر نه تنها در فرهنگ و باورداشت های مردم مشهود است بلکه بر روح و روان و سلایق فردی و اجتماعی مردم و حتا بر ایدئولوژی و جهان بینی آن ها نیز تأثیر ژرف و شگرف گذاشته است . بنابراین جایگاه و نقش مفهوم کاریزماتیک را در ادبیات اعم از داستان ، رمان، قصه، شعر ، طنزو … را می توان در زوایایی متفاوت بررسی نمود که این زوایا هم می تواند مفید و کارگشا باشند و هم این که ایستا و غیر کارآمد . از این رو، یک اثر اعم از داستان ، رمان و یا شعر می تواند دارای سه کاریزما ی اجتماعی باشد .۱-کاریزمای خاص  ۲- کاریزمای عام۳- کاریزمای محلی و منطقه ای

در کاریزمای خاص ما با رمان نویسان و شُعرایی برخورد می کنیم که دارای تفکری آوانگارد و پیش رونده هستند و این نوع اندیشه نیز فراتر از زمان حال است . لذا چنین هنرمندی را می توان هنرمندی فراتر از زمان خود تلقی کرد و تفکر آن را بیشتر با حقایق ِ مکان و زمان ِ آینده قیاس می کنند نه واقعیّات مکان و زمان حال . بنابراین هنرمندی که کاریزمای خاص دارد در زمان خود تحت الشعاع جامعه قرار نمی گیرد و می توان گفت رهبری کاریزماتیک آن در زمان آینده به تثبیت می رسد و به بیانی کاریزمای هنر و یا شعر آن در جهان آینده به تثبیت می رسد . این نوع هنرمند در زمان خویش دچار یأس فلسفی و خلاء معنا می شود زیرا که در وجود خود جهانی را به نام تنهایی ساخته است که این جهان تنهایی در آینده آشکار می شود . از این رو در می یابیم که این نوع کاریزما با جهان حال اغیار است و منظومه ی فکری خود را با جهان آینده ترسیم و تنظیم کرده است . کاریزمای خاص شخصیتی است حقیقت گرا و اتوپیا که این آرمان گرایی با جهان واقعی بیگانه است .

۲- کاریزمای عام :

کاریزمای عام به هنرمند و یا شاعری گفته می شود که دارای تفکری واقعی است و این هنرمند موهبت های اجتماعی و رفتارهای عامیانه ی مردم را در قالب داستان و یا شعر و .. به زیبایی به تصویر می کشد . این نوع هنرمند شاید کتابش به چاپ صدم هم برسد . می توان کاریزمای عام را در حوزه ی ادبیات و شعر و در مجموع هنرهای هفتگانه با کاریزمای عام در حوزه ی سیاست  مقایسه نمود زیرا که یک رهبر سیاسی نیز از همین جاذبه های استثنایی برخوردار است . کاریزمای عام را در هنر می توان کاریزمایی دانست که تنها در زمان حال دارای قرب و منزلت اجتماعی و فرهنگی است و ممکن است که در برهه هایی از زمان هم از شهرتی بر خوردار باشد اما با گذشت زمان به فراموشی سپرده می شود چه این که در هنرش اندیشه نیست بلکه مطالبات فرمیکال مردم و واقعیّات روزمره نقش بسته است . کاریزمای عام در شعر و هنر کاریزمایی است که به عنوان رهبر شناخته می شود و شعرش در جامعه راهرو نیست بلکه رهبر است . شعری که جامعه را رهبری می کند شعری دموکراتیک و آزاد اندیش نیست بلکه شعری دیکتاتور و تاریک اندیش است . مواد و مصالح شعرِ رهبر از پیکره ی جامعه می باشد به بیانی ساختمان شعری اش را مواد و مصالح مردم عامی شکل می دهند و به خاطر همین است که شعرش از جانب همین مردم به فراموشی سپرده می شود . شعر رهبر را می توان به عقرب ماده ای تشبیه کرد که بچه هایش زمانی که می خواهند متولد شوند یواش یواش مادر خود را می خورند و درپشت مادر چشم به روی دنیا باز می کنند . شعر رهبر شعری عوام گراست و هرگز به بالاتر از خود فکر نمی کند اما شعر راهرو شعری است که همیشه در راه است و دارای تفکری آزاد و همه جانبه می باشد .

شعر راهرو هرگز به خود نمی اندیشد بلکه به همه ی جامعه فکر می کند . شعری است که هم مختصِ به عوام است و هم خواص .  مرزبندی درشعر راهرو وجود ندارد وهمیشه شاعر به مرزهایی فراتر می اندیشد .

شعر راهرو کاریزمای خود را فدای عموم می کند اما درشعر رهبر کاریزما تنها خودِ رهبر است و مابقی مردم پیروند .

۳- کاریزمای بومی و یا منطقه ای :

کاریزمای بومی و یا منطقه ای شعر و هنر کاریزمایی است که از جانب شاعر و یا هنرمند در یک محله و یا منطقه ی خاص آوازه دارد . این نوع کاریز ما از بسترهای بومی و محلی استفاده می کند و شعر و یا هر هنر دیگری با زمان و باورداشت های آن منطقه کلافی عمیق خورده است . بدین سان که شعر شاعر زبان ِ حال مردم همان منطقه و یا محله است . کاریزمای بومی جایگاه و پایگاه خود را از کاربست هایی عامیانه و مردمی دریافت می کند . این کاریز ما به عنوان رهبر شناخته می شود و شعر و یا هنرش را می توان رهبر نامید . کاریزمای محلی از قرب و منزلتی قومی و یا قبیله ای بر خوردار است و جایگاه و پایگاه آن پایین تر از کاریزمای عام است زیرا که طرفداران  آن افراد هما ن محله و یا منطقه هستند و علت آن نیز بر می گردد به مطالباتی که به صورت بومی و عامیانه از جانب فرد کاریزما به این افراد منتقل می شود . لذا شدت تعصب و جانبداری در چنین بسترها و موقعیت هایی از رهبر کاریزما در همه ی گرایش ها بیشتر از کاریزمای عام است چه این که گویش ها، باورها ، آداب و رسوم و عادات  عامیانه در محله و منطقه حرف اول را می زنند و چون جامعه دارای بسترهای زبانی ، فرهنگی و اجتماعی مشترکی هم در زوایایی دیگر می باشد لذا شدت تعصب و جانبداری نیز دو جندانمی شود. از این رو ، دریافت این است که اگر چه وجه اشتراکاتی را می توان بین کاریزمای عام و محلی و منطقه ای مشاهده نمود اما تنها فرق این دو را می توان در این دانست که ماندگاری هنر کاریزمای محلی و منطقه ای از کاریزمای عام بیشتر است زیرا که کاریزمای محلی ریشه در اصل و نسب و هویت تاریخی خود دارد و این هویت اگر چه ممکن است در جوامع امروز کمتر دیده شود اما امکان محو و یا فراموشی آن در جامعه غیر ممکن است .   

 

همچنین ببینید

پاپی

پرسش هایی آنتولوژیک از خود، آگاهی و خود آگاهی

         عابدین پاپی                  پرسش بنیادی از یک نشانه به منزله ...

۷ دیدگاه

  1. پاپی جان

    بیا و دست از این … نویسی بردار، آخه صرف بُلد کردن یک عنوان پُر زرق و برق، مقاله ادبی رقم می خورد ؟!!!!، شرح و توضیح معانی وریشه کلمات ، جایش در یاداشت ومقاله ادبی است؟! ،اصلا واژه ی کاریزماتیک در کاربرد مالوف، برآیند ادبی دارد؟! ، آن هم در این معنای مد نظر شما؟!

    چرا بجای خوب و درست خواندن، دارید هی می نویسید وبد می نویسید ؟!!

    قدری برای شعور مخاطب هم احترام قائل شو

  2. با درود و عرض ادب فراوان .
    بنده مقوله کاریزماتیک را با ادبیات و شعر در ابعادی کلاف داده ام که تنها در یک بخش از نوشتار است و فکر نمی کنم کاربرد این واژه و یا واژه های دیگر تنها در یک بعد محل بحث باشند زیرا که یک واژه هم بعد ذاتی دارد و هم بعد اجتماعی که ادبیات و شعر نیز با بعد اجتماعی کاریزماتیک اغیار نیست . هر واژه ای دنیایی است آکنده از مفاهیم و مصادیق فراوان و نگاه تک بعدی به یک واژه به منزله ی در قفس کردن آن واژه است و این نوع رفتار دیکتاتوری است . لذا با احترام فراوانی که برای اهل ادب و هنر قائل هستم فکر می کنم این دوست عزیز با نوشتار ما مغرضانه برخورد کرده است نه منصفانه . با این وجود هم به حرف غیر علمی ایشان ارج می نهم .

  3. پاپی جان
    بخوان ، بیشتر هم بخوان، تا اگراحیاناً چهار نفر ـ حالا بقول خودت مغرض ـ ، و نه منتقد !، اگر حرفی می زنند بر متن شما وارد نباشد و محلی نیابد . متن شما پُر از ایراد نگارشی است !، نگاه من بر آمده از متن شماست ، سعی کنید بجای تقابل ، به تامل در متون دست اول علمی دست زنید و بر کلید واژه ها ، مفاهیم واصطلاحات نوین نقد ادبی متمرکز شویید تا دچار سو فهم نشویید . صرف ِ سرچ در لغت نامه های آنلاین ، وردیف کردن معانی مندرج در لغت نامه ها که معمولا بدون تشریح وتبیین کارآمد هستند، دانش بدست نمی آید . بیا و چند صبایی به خواندن و تامل در متون مختلف علمی وقت گذران که حدااقل منفعتش ، آگاهی است!

    • سلام
      معلوم نیست چرا بعضی پیامها ماهیت بزن دررویی پیدا می کنه
      اول از کاریزماتیک گفتین بعد که جواب گرفتین و شاید حرفی نداشتین که شروع کردین به نصیحت و رفتین سراغ ایراد نگارشی بدون مثال

  4. پیوند کلمه کاریزما با این بحثتان را کجا می شود دریافت ؟؟؟ … کجای دنیا به شهرت منطقه ای شعر می گویند کاریزما!!! .. شعر یک متن مکتوب است و کاریزما صفت شخص … این اصطلاحات را اسراف نکنید …

  5. واقعا این مقاله یکی ازبهترین مقاله هایی بود که می شود رویش تعمق کرد . بازکردن هراندیشه نقد ومقاله ی نو ، خود زیبایی های دارد ونیز کاستی های . اما نباید فراموش کرد همین روزنه ها ست که می تواند باعث پویایی شود وگرنه یکی شبیه فوکو وبارت هم گاهی باب جدیدی ازنظریه واندیشه ومقاله را بازمی کنند که ممکن است خودان نیز به چالش کشیده هم توسط خود شخص وهم متفکرین این بخش ما باید سرکوب نکنیم وهمراه باشیم برای پویایی هرچه بیشتر برای جناب پاپی ارزوی موفقیت می کنم خود شعرشخصیت دارد و همین ها باعث بوجودامدن یک کاریزما می شود.

  6. فریبرز احمدیان

    این متن از همون اولش به اشتباه رفته. اصطلاح “گفتمان” قبل از “کاریزماتیک” غلطه. چون هردو مفهوم هایی کلی هستند. نویسنده در متنش، تحلیلی نداشته و فقط تشریح داشته که البته میشه در فرهنگ لغتها هم این تشریح رو پیدا کرد. پیشنهاد می کنم که نویسنده محترم کتاب های بیشتری قبل از نوشتن بخوانند. از آیزا برلین تا هامور.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>