چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

زهرا نادری

بازدید: 6,599

armeaghrabe2

 

 

۱)

درست مثل درختی که روی مرز روییده باشد

بلاتکلیفم

مثلِ زیباییِ درخت انجیرِ زیرِ شیروانی

که ریشه هایش به انباری  رسیده اند

و درست در تهیگاه پله ها از رفتن بازمی‌مانند

درد از ساقه ها

به اتاق ها سرایت می کند

خون خون را می کِشد

بر روی تخت های چوبیِ تَر

خشک

استخوان ترکانده خواب

 

درخت توت

خوابیده زیرِ بکارتش

زیرِ دُمل هایِ خونی بی عارِ درد

سفید و سرخ درهم

سبز  می شوند نشانه های بلوغ

روی شاخه‌ها

خونخواری آخرین گناهِ لبهای ماست

 

هنوز  گوشِ آلبالو ها

بدهکار ترکه ها نیست

همیشه از درخت ها طلبکاریم

 

سیبی که

به گور ببرد

آوازه اش را

سیب زمینی عجولی است

که رگ ترکانده بر رویِ اجاق

به آتش بیارهای معرکه ات

تبریک بگو

که جغرافیایِ بهشت

از درخت پایین افتاده

و ما هنوز

روی مرزهای مشترکمان بلاتکلیفیم

———————————————————————————————

 

۲)

دست کرده تویِ سینک

دل و رودهای گاو را بیرون می‌کشد

از حلقومِ شیر

یخچال

جنگلی است

که مرغ ها توی آن حکومت می‌کنند

 

پایین رفتنِ الکل

از گلویِ فاضلاب‌«ها»

«ها»

به رستگاری سوسک‌«ها» می‌انجامد

سرما خانه را اجاره داده

کیپِ کیپ/می‌شود دماغِ سربالای راه آبِ کفِ آشپزخانه

 

هوای خانه چقدر

غرقِ بویِ عرق سگی می‌شود

چقدر

زیر بغلِ تنهایی

درد می‌کند

پرونده‌ی روزهای بی‌هوا

 

دری که باز می‌شود بسته

دردی را وابسته می‌کند به ابدیتِ سایه‌ها

مردی کبریت می‌زند

مردی فندک را می‌زند

مردی از “زدن” مصدر دردناکتری درست می‌کند

«زن»

درد می‌کند

درد می‌کند

درد می‌کند

تا شعری به دنیا نیاورد

لغت نامه‌«ها»…

سرما

پدر زبانِ مادری را در خواهد آورد

 

کله‌پاچه‌ای که بارگذاشته‌ایم

به صبح نرسیده

پاچه‌‌ی  گنجشک را می‌گیرد

تا شبی که سگ‌دوهایِ پرسه

تویِ خانه‌ی بیست‌متریِ تهِ کوچه تمام شود

به جهنم که

یک روز مانده به عید

دهانِ سینک‌ها کف می‌کند

دهانِ راه‌آب‌ها…

ها ها ها ها

سوخته است

دهان سوخته‌یِ آش‌ندیده

نخند

اگر آمدنِ حاجی

فیروز‌ه‌ای ‌بود که بویِ گدایی می‌داد

اگر

رسیدنِ بابانوئلی فقط برای سرکشی نبود…

نخند

اگر

این ژانویه

آن فروردینِ اسطوره‌ای نباشد

که دست ببری تویِ دلِ خانه

و یک مُشت

گندم دربیاوری

برای نانی که آب نمی‌شود هرگز.

 

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

۴ دیدگاه

  1. مثل همیشه عالی 👏👏👏👏

  2. پس کم وقتی هم خوبههه نتیجش میشه یههههه هنرمند
    همیشه کم وقته خوب …

  3. بسیار زیبا و دلنشین.
    لذت بردم.

  4. بی عارِ درد … به لحاظ تصویری خیلی خوب بودند این دو شعر… پر از تصویرهای پویا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>