جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

سخن سردبیر: عقربه به وقت دیوانگی

بازدید: 46,602

سبقت یک پرسش از سلام :

در این روزها که خاکستر یاس و ناامیدی بر جامعه روشنفکری نشسته و “زمستان اخوان” به چهار فصل سال تعمیم یافته و “سنگهای تیپا خورده رنجور” با “نغمه های ناجور” خویش ،”دشنام پست آفرینش” نامیده شده اند،در این روزها که اتفاق ها پیش از آنکه فکر کنیم می افتند و لحظه دیدار نامهایمان در آگهی های تسلیت روزنامه هاست،چه حاجت به افتتاح نشریه الکترونیکی آنهم در حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات و با مدعای نقد فرهنگی؟!!!

پاسخ اجمالی و بلادرنگ این پرسش تنها و تنها یک کلمه است : دیوانگی!

به گمان من هر پاسخ تفصیلی  به پرسش فوق لاجرم از معبر تبیین و توضیح ضرورت همین دیوانگی خواهد گذشت،ضمن اینکه این تفصیل باید  پرسشهای دیگری که در دل پرسش فوق قرار دارد را نیز در بر بگیرد: اینکه جایگاه فضای مجازی به طور اعم و نشریات الکترونیکی به طور اخص در تعاملات فرهنگی-هنری جامعه ما کجاست؟ اگر کتاب و نشریات کاغذی را به اکسیژن جامعه تشبیه کنیم،آیا نشریات

الکترونیکی صرفا در مواقعی که راه تنفس از طریق کاغذ مسدود است می توانند به مثابه کپسول اکسیژن  عمل کنند و با دادن تنفس مصنوعی جانشین کتاب و نشریات کاغذی شوند یا اینکه کارکردی مستقل دارند که آنها را برای ریه های فرهنگی-هنری جامعه به یک ضرورت مستقل تبدیل می کند؟ و پرسشهای دیگری از این دست…..

باری،از آنجا که پرداختن به این همه،در این مجال اندک نمی گنجد،ضمن درخواست از مخاطبین فرهیخته و اصحا ب هنر و اندیشه و ادبیات برای بحث در اطراف پرسشهای فوق،پاسخ تفصیلی خود را نیز به پرسش اصلی (در این شرایط،چرا عقربه؟!) به بعد وا می گذارم و به چند توضیح در باب <عقربه>می پردازم :

1-“عقربه” می خواهد در حوزه های مختلفی چون (شعر،داستان،ترانه،موسیقی،سینما،روانشناسی،جامعه شناسی،هنرهای تجسمی و….) فعالیت کند….

این تنوع کمؔی،خطر افتادن به ورطه ساده انگاری و ارائه کار ساده انگارانه را در ذات خود به صورت بالقوه دارد و واکسینه کردن خود در برابر این خطر بالقوه جز با تاکید بر مقوله تخصص امکان پذیر نیست.حال پرسش این است که با توجه به اینکه این روزها به هر حوزه ای که می نگری می بینی که بزرگترین شهید آن حوزه،”تخصص” است،چه تمهیداتی باید اندیشید که این شهید عزیز (جناب تخصص) لااقل در نشریه ما شهید نشود؟! یکی از این تمهیدات،نهادینه کردن تخصص در عقربه به واسطه تفکیک حوزه ها از یکدیگر و تعیین یک دبیر مجزا برای هر یک از آنهاست که به استقلال در عین همگرایی می انجامد و در این شماره در چند حوزه محقق شده و تلاشم بر این است که در شماره های بعد،این تفکیک و تعیین دبیر به باقی حوزه های به ناگزیر مغفول مانده نیز تعمیم یابد

2-در آن دسته از نشریات الکترونیکی که نطفه شان توسط بچه های ادبیات بسته شده و پس از آن به افزایش حوزه های فعالیت خود پرداخته اند،فعالیت ها و بحثهای جامعه شناسانه و روانشناسانه  کاملا با محوریت ادبیات صورت می گیرد و مباحث مطروحه در آنها بر این اساس گزینش می شوند اما در عقربه قرار بر این است که در این زمینه هم “دیگر” باشیم و نفی محوریت ادبیات را در دستور کار خود قرار دهیم

ضمنا قرار دادن چند مقاله از حوزه های مختلف ذیل عنوان (اندیشه) از اقتضائات شماره های اول است و بر تفکیک حوزه های “جامعه شناسی”،”روان شناسی” و “فلسفه” از یکدیگر در شماره های آتی تاکید ویژه دارم چرا که جدا از نتایجی که همانطور که در بند قبل گفته شد بر این تفکیک مترتب است،در میزان تاثیر آنها در نفی محوریت ادبیات هم موثر خواهد بود.

3-به عنوان عضو کوچکی از این جمع (چه دبیرانی که نامشان در شناسنامه موقت مجله نگاشته شده و چه عزیزانی که حوزه فعالیتشان به عنوان دبیر از شماره بعد قطعی خواهد شد) که ضرورت دیوانگی را در راه اندازی عقربه فعلیت بخشیدند،دست طلب به سوی اصحاب هنر و اندیشه دراز می کنم و معتقدم که راه اندازی این سایت به مثابه کاشتن دانه است و همیاری و حضور سبز شما حکم آب دادن و پرورش گیاهی را خواهد داشت که قرار است در سایه اش بنشینیم و گفتگو کنیم.ضمن اینکه در این گفتگوها جدا از تکثر کمی حوزه ها از تکثر کیفی نیز حمایت کرده و قطعا سایه بانی برای اندیشه های مختلف و متفاوت خواهیم بود،چرا که حتا اگر پیرامون متکثر بودن مفهوم حقیقت شبهاتی وجود داشته باشد،دست کم این موضوع مبرهن است که حقیقت (در فرض وجود) در دست یکنفر نیست،هیچ کس یکبار و برای ابد درست نمی گوید و حقیقت مفروض جز از طریق تضارب آرای گوناگون نقاب از رخ بر نخواهد کشید.

4-سلام.

فراز بهزادی

همچنین ببینید

فراخوان دوسالانه

از خانه تکانی عقربه تا فراخوان دو جایزه ی ادبی

           فراز بهزادی یک) شماره ی پنجاه مجله ی الکترونیکی عقربه پیش ...

۳۱ دیدگاه

  1. سلام فراز جان!
    بسیار خوشحال شدم از اینکه بالاخره سایت راه افتاد و طراحی زیبا و شماره ی خوبی هم از آب در اومده. امیدوارم پایدار و قوی کار کنین. توی حوزه اندیشه من تو این وبلاگ که آدرسش رو گذاشتم می نویسم.

  2. سلام فراز جان
    در این فرصت کم تنها به تبریک گفتن اکتفا می کنم و در مورد سوال هایت در این مطلب اینجا و یا تلفنی با هم صحبت می کنیم.
    ضمننا طراحی سایت از نظر بصری و کابردی جالب به نظر می آید. اگر ایرادی به چشمم خورد حتما بهت منتقل می کنم. می دونی که فرصت کم داشتم و درست و حسابی نگاه نکردم.

  3. سلام فراز جان. فعلاً سخن سردبیر را به عنوان اولین مطلب خواندم. اول که تبریک می گویم بابت چنین تلاشی که صرف حضورش در این شرایط خود پاسخ هر سؤالی است و من از دیدنش خوشحال شدم. اما من فکر میکنم رسانه های مجازی جایگاه خود را دارند و جانشین اضطراری کاغذی ها نیستند. چند و چونش فعلاً در این چند خط فرصت طرح ندارد. تا بعد.

  4. تبریک فراوان فراز جان.امیدوارم عقربه ی عقربه، عقربه ی دموکراسی و اندیشه را به صبح نزدیک تر سازد.

  5. سلام فراز عزیز به تو و بقیه ی دوستان تبریک می گم و پشتکارتان را در مواجهه با تمام مصایب این راه، تحسین می کنم.
    پایدار بمانید.

  6. .ولد زن به فراز سلام می کند.سایت قابل احترامی ست. خوشحالم که در این وانفسا هنوز هستند کسانی که می دانند چه باید بکنند تا آن بشود که باید بشود. عقربه ها را دقیق تنظیم کرده ای.جاوید شاد

  7. سلام و درود
    چه بپایید و چه نپایید کارتان ارزشمند است چون انسان دشواری وظیفه است و این کار شما در زمان اکنون بزرگترین وظیفه است و اما بعد:
    او ز ننگ عامه اندر خانه شد
    او ز شر عاقلان دیوانه شد
    او ز تنگ نام ننگ تن پرست
    لاجرم رفته است و دیوانه شده است./ مولانا

  8. سلام اقای بهزادی
    امید که قدم های خوبی را بردارد عقربه…
    بی دریغ خوشحالم و تبریک می گویم.

  9. و اما شروع کرده ای راهی را که ادامه دادن آن سخت و توقف در آن بازی با شعور من بازدیدکننده است.
    رفیق !
    جدا از اینکه نباید ترکش ات از تیر خالی شود و تیرهات هدفی داشته باشد که به آن هدف بخورد ؛ دوست دارم هیچ کدام از تیرهایت مثل هم و از یک زاویه نباشد.
    درود فراز جان

  10. درود بر شما و دیگر دست اندر کاران نشریه .
    آرزوی موفقیت را برایتان دارم .

  11. محمد رضا بي گناه

    درود بسيار و تبريك فراوان بر شما و همت بلندتان
    برايتان آرزوي موفقيت و پشتكار دارم !!!

  12. درود بر فراز نازنین و دیگر همراهان نشریه !
    خاندم و بهره مند شدم،
    امیدوارم پیروز ئ سرفراز باشید،
    سپاس از آمدن و فراخان،
    نامتان ماناترین…

  13. درود بر فراز نازنین و دیگر همراهان نشریه !
    خاندم و بهره مند شدم،
    امیدوارم پیروز و سرفراز باشید،
    سپاس از آمدن و فراخان،
    نامتان ماناترین…

  14. سلام فراز همیشه عزیزم . دارم یک کارهایی می کنم که سرم خلوت تر بشه و بتونم یه کارهایی که قولش رو دادم انجام بدم . بهت تبریک می گم و … چرا هر بار که می خواهیم کمی خوشحال باشیم یک دستی یک دردی یک زهرماری می اید و نمی گذارد . این بار خبر دستگیری حمید موذنی نگران مان کرده . اگر حمید را دیدی بهش بگو می تونستی مثل خیلی از همشهری هات یه گوشه بتمرگی و بین صفحات روزنامه ات برای این و اون ماله کشی کنی ولی تو زدی تو خط و خال اندیشه کردن . خب حالا اینه وضعت . به قول عمران صلاحی : حالا حکایت ماست .
    برای حمید موذنی ارزوی روزهای خوب را دارم که می دانم روزهای خوبش روزهای خوب ایران است و برای تو فراز جان آرزویی ندارم . دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ آ هیچ آرزویی برات ندارم .
    بدرود .

  15. سلام.تبریک میگم فراز بهزادی عزیز

  16. سلام

    باغ می خواهی اگر در ریگزار
    باید اول دانه ای را کاشتن

  17. عبد الوهاب احمدی(فردا)

    درود بر اندیشمند فرزانه و شاعر بگو در ماه خاکم کنند.هماره در فراز دیدار نمودن فرهیختگان دشتی بزرگ آرزوی من کم ترین بوده است. مانا و بر فراز

  18. سلام فراز عزیز
    مبارزه هر قدر صعب
    صعود را ادامه بده
    شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد
    سبز باشی و پر امید

  19. سلام فراز عزیز! گفتگو با تو آن هم بعد از شاید پانزده سال در این فضای زیبا که ایجاد کرده‌ای برای من غافلگیرکننده و در عین حال لذت‌بخش است. از آن سال ها، شعر و استعداد درخشان تو همواره در خاطر من مانده است و اگر چه عرصه‌ای با این وسعت که تو فراهم آورده‌ای، خون دل خوردن و عرق ریختن بسیار می‌طلبد، اما تو هم یلی هستی این‌جا … برایت بهترین آرزوها را دارم. از این که وبلاگ حقیر مرا هم به این مجلس راه داده‌ای، قدرشناس و سپاسگزارم.

  20. سلام فرازجان
    عقربه را در فی س بو.کم معرفی کردم و از دوستانم هم خواستم این سایت را معرفی کنند. اگر کمی دیر شد چند وقتی ناخوش بودم. موفق باشی

  21. امید که حواشی های شخصی و جمعی مانع تداوم این نشریه نشود . موفق باشید .

  22. و از این که دوباره سر پایی خوشحالم ، هیات تحریره ات هم که گزینشی در ذروه ی کمال است ، هنوز یادم نرفته شبی که می خواستی صبح فرداش کتاب بگو در ماه خاکم کنند را به دست ناشر بسپاری با چه اضطرابی شعرهات را خط خطی می کردی و جاهاشان را عوض می کردی . اگر بوشهری که خوش آمدی ، مشتاق دیدنتم اما سر حال نه …

  23. درود فراز عزیز
    خوشحالم که هنوز دغدغه هات هستند و درگیر روزمرگی ها و دلمردگی ها نشدی
    خودت می دانی چقدر مشتاق بودم که بار دیگر با تو همکاری کنم ولی حیف که… خودت می دانی.
    تبریک به خاطر مجله و به خاطر ادبیاتمان
    موفق باشی بزرگ

  24. فراز بهزادی عزیز حالا که سخن سردبیرت را خواندم و تلاشت برای تداوم این مجموعه جلو گیری از ساده نگاری وسهل انگاری ست در میان دبیرانی که انتخاب کرده ای که همه و همه دوستان مشترکمان هستند خانم در علی یا سینا برازجانی به واسطه کدام تخصص و سابقه ادبی مسئول بخش شعر و داستان شده اند اگر برای این مقولات حساسیت داری که داری و دست کم برای شعر می دانم که بیشتر هم داری من تخصصی در افرادی که به عنوان دبیر یک بخش معرفی کرده ای به یاد نمی آورم بضاعت داستان نویسی بوشهر سینا برازجانی نیست و خوب می دانی که نیست به اعتبار کدام نوشته و اندیشه و کار در خوری ایشان را دبیر بخش داستان نهادی ، چیزی فراتر از رفیق بازی نیست ؟ هست؟
    ————————————————————————
    پاسخ عقربه :
    قبل از هر چیز از نفس انتقادت از عقربه تشکر می کنم و امیدوارم مستدام بماند اما
    دوست عزیز.
    متاسفانه هیچکدام از این دو بزرگوار (سینا برازجانی و مینا درعلی) از دبیران مجله عقربه نیستند….آیا فکر نمی کنی برای انتقادهای اینچنینی نیاز به حداقلی از دقت هست؟

  25. آقای بهزادی این چندمین نظر است که گذاشتم و چاپ نشده و این همان آزادی بیان است
    ————————————————————————
    عقربه :
    به غیر از 2،3روز گذشته که دسترسی به اینترنت نداشتم،نظرات شما تایید شده است.
    نظرات آن دو سه روز هم الان تایید شد

  26. در قبال ادبیات مسئولیم و این شعار نیست دست کم آنها که من را می شناسند می دانند اهل شعار و حرف مفت نیستم ناچارم هم این سایت را در فیس بوک معرفی کنم و هم ماهیت رفیق بازی آن را، سایتی که تا دیروز بخش نظرات آن باز بود با یک تماس سینا برازجانی مسدود شد و موکول و بررسی حذف مشکل من شخص نیست مشکل من اندیشه ای ست که شخص دارد برازجانی دوست کودکی من است تمت در زمینه ی ادبیات توخالی ست و این را نه اینجا که جاهایی دیگر هم بارها گفته ام محسن موسوی یا مجتبی صولت پور چرا برای بخش شعر و چه داستان چند صد بار از این دو نو – قلم سرترند اما چه کنیم که سفارشات و رفیق بازی ادبیات ما را به … کشیده
    ———————————————————————–
    پاسخ عقربه :
    آیا همین مسولیت در قبال ادبیات نباید ما را متعهد کند که اینقدر راحت به حدسیات خود اعتماد نکنیم؟!!! سینا برازجانی با من تماس گرفت و بخش نظرات عقربه مسدود شد؟؟؟!!!! آخر کدام نیروی غیبی چنین اخباری را برای شما می آورد؟ احتمالا همان نیرویی که سینا برازجانی را دبیر داستان!!! و خانم درعلی را دبیر شعر!!! معرفی کرده است!!!
    از شما انتظار بیشتری می رود دوست عزیز.

  27. لیلا جهانبخشان

    درود بر شاعر بگو در ماه خاکم کنند
    برایت آرزوی موفقیت می کنم و برای عقربه آرزوی پایایی،البته اگر بگذارند….
    ضمنا انتظار و به قول خودت پیشنهاد من اینه که موضوع سرقت از کتابت را همینجا رسانه ای کنی،سکوتت به این دلیل برایم توجیه پذیر نیست که از اینکه به کتابت و باز به قول خودت به حاصل عرق ریزی روحت دستبردی وقیحانه زده اند و می زنند (به اعتراف خودت)رنج می بری اما فکر می کنی که شان تو این است که دیگران اعتراض کنند و تو نظاره گر باشی و این انتقادی ست که بر تو وارد است.
    از اینکه کامنتم را بدون هیچ ویرایشی و درست به همین صورت تایید می کنی پیشاپیش ممنونم.

  28. درود فراز جان
    خرسندم که ÷ایدار و محکم ادامه میدهی راه زیبایی که ÷یش گرفته ای را
    سبز و برقرار باشی

  29. گمان می کنم پای سخن سردبیر نشر نظرات بیش از نظرات دیگر دوستان باشد با این حال خواهش می کنم که این نوشتار را که قالبی پوزش طلبانه دارد هم از بابت نظر و لحن تندم و هم تصور اشتباهم بر اینکه سینا برازجانی عزیز را دبیر داستان این نشریه تصور کردم که قطعا باید خطای خوانش باشد و نه چیز دیگر و اشاره ی من به تماس تلفنی که متنی کنایه آمیز بود دال بر دگر – شدگی های آنی در دنیای مجازی و عصر تکنولوژی که خود اینگونه نقد و نظر را نمی پسندم و از این بابت از مجموعه سایت عقربه پوزش می خواهم با این امید که این نشریه جولانگاه تخصص ها و نوذهنی ها و اندیشه های قوام یافته باشد نه عرصه ای برای خود نمایی نو – قلمان که وسواس فراز بهزادی عزیز می دانم این فضا را به سمت نخبه گرایی و کیفیت – فزونی خواهد برد نه کلیشه گی و کمیت وارگی ، پاینده باشید

  30. بهنام درزی بورخانی

    درود!این روزها برای نمایش دانایی در هنگام واگویه ی نظر،مد شده است که انتقادی هم می کنند تا این تصور خلق شود که منتقد ،دانسته تر است.حرفهایت درست و سکوت مملو از امید،پاهای سراسر همراهی و خیال لبالب از میل مساعی همه ی من و داعیه ی من است.پذیرایم اگر گردید عقربه را با مچ شما همساعت می کنم.به امید اندکی امید

  31. سلام فراز عزیز
    تبریک
    من امروز بیست و نهم آذر، اول وقت به مجله سر زدم و از شماره صفر شروع کردم و از این که دیدم با اسم تو و یادداشت تو شروع شده بسیار خوش حال شدم!
    تبریک میگم و یقین دارم اوقاتم رو حسابی پر خواهد کرد.
    شاد و سالم باشی و با تشکر از خودت و همه دست اندرکاران مجله.
    قاسم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>