شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

سمیرا چراغپور

پشت این پنجره ها خاطره هاتو می بینم
هر شب از بخت خوشم چشم سیاتو می بینم
سردمه! دکترا گفتن تو زمستون می رسی
توی اکسیژن این ماسکا هواتو می بینم

این روزا با همه دنیا روبوسی می کنم
رنگ این تاریکیو طوسی طوسی می کنم
تو اتاق کوچیکم برفای شادی می باره
توی زخمای تنم دارم عروسی می کنم

می بینی؟ اینروزا من چنگو به دندون کشیدم
نتای سازمو تا گوشه زندون کشیدم
نقشه جغرافیا را پاشیدم توی اتاق
همه مرکزا رو به سمت تهرون کشیدم

عزیزم.دشمنامون دندونای تیز دارن
تو چشاشون کاسه خونیه لبریز دارن
می خوان از پوست تنم لباس گلدار بدوزن
خونمو لخته کنن کینه چنگیز دارن

پشت این پنجره من اما چشاتو می بینم
مشقای خط خطیو نقاشیاتو می بینم
دارم از رو سر ابرای بلند آسمون
همه آدمای دنیا رو با تو می بینم

 

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

۱۱ دیدگاه

  1. مرسی سمیرا خانم. ترانه ی قشنگیه

  2. بخصوص که به سمت تهران هم همه چیز را کشیده و دشمنان چشمهای خونی و دندنهای تیز دارند و کینه چنگیز.
    بخصوص که طوسی تنهای رنگی ست که کنار روبوسی مینشیند و روبوسی تنها حالتی ست که کنار بوسیدن میتواند بیاید.
    بخصوص که توی اکسیژن این ماسکا هواتو می بینم.

    اصلا همین سطر بیخودی که گفتم “توی اکسیژن این ماسکا هواتو می بینم” میشد شروع شعری باشد عالی، ترانه ای عالی. روی تخت بیمارستان، با تصورِ نزدیکِ صحنه ابتدا یا انتهاییِ “21 گرم” استاد “ایناریتو”، بیماری و تصویر صحنه هایی، البته نه اینقدر لوس و رمانتیک، نه اینقدر در هیئت دختری 14 ساله، نه اینقدر ساده و داستانی و قطه وار. روایت. روایت فرق دارد با این چیدمانِ کودکانه.

  3. ترانه ی زیباییست خانوم سمیرا.خوشحالم از آشنایی بیشتر با شعر شما.هرچند چند ماه پیش مجموعه غزل شما توسط یکی از دوستانم به دستم رسید.غزلهای خوبی را انتخاب کرده ای برای این شماره عقربه.هرچند هنوز اسم خانوم اختصاری درج شده است به عنوان دبیر!! گویا این اسم های الکی بزرگ!! سایه ی سنگینی دارند.موفق باشی دوست زیبا

  4. جناب رویش بخصوص که چه؟؟این همه حرافی کردین یک نقد فنی میکردی برادر من! سمیرا چراغپور دختر ساده ایست که در تنهایی خودش شاعراست.شاعریست که هرمزعلیپور تأییدش کرده.بااینکه میدانم ترانه قالب اصلی شعرش نیست اما کار خوبیه

  5. شاعریه که هرمز علیپور تاییدش کرده؟
    شاعری از کی شده شبیه مرجعیت که نیاز به اجازه و تایید داشته باشه؟
    حقا که تاریخ حقیری داریم
    و تاریخ را نگاه کنید
    مینا اسدی دهه 50 و آخر 40 یک لعبت شاعری بود که همه تاییدش کردند
    ندا ابکاری را شاملو تایید کرد، از این بزرگتر تایید؟
    کو ندا ابکاری؟

    بزرگترین مدال جنایت را میتوانید بدون کمترین تردیدی به هرمز علیپور یا هر کسی بدهید که ایشان را تایید کرده باشد، جنایت کشتن شاعری در نطفه، جنایت به زمین زدن نهالی که میتواند ببالد

    تمام این سطرهایی که میبینید، خواستن بالیدن است، این فرق میکند با این جنایات
    کاش شاعر بفهمد

  6. رویش نقاد!
    قبول دارم که تایید شاعری بزرگ نمی تواند ملاک باشد و می دانم که اصلا آن حرف آقای علی پور تا آنجا که من می دانم درباره شعرهای سپید خانم چراغپور بوده و نه این اثر که ترانه است
    ولی فکر می کنم خود این ترانه هم چیزهای قابل دفاع بیشتری دارد حالا شاید در حد شعرهای سپید خانم چراغپور نباشد ولی به نظرم قابل دفاع است

  7. هرمزعلیپور در هرحال شاعربزرگی ست.و رد شعر سمیراچراغپور را میتوان در همین عقربه دنبال کرد! در هرقالبی شعر درست نوشتن فقط کار یک شاعر است وبس.اینجا سپید دارد،غزل دارد،ترانه دارد میدانم که رباعی خوب مینویسد،شعر کوتاه دارد ومیدانم جناب رویش حالا چه عکس العملی نشان میدهی! بله! داشتن تنها کافی نیست.لازم این است که خوب بنویسد،و می نویسد.

  8. سميرا!!! اگر اين سميرا همان سميراي شاعري ست كه چند سال پيش بواسطه ي دوستم دو بار ديدمش بايد بگم كه خيلي زياد شعرش پيشرفت كرده است و خوشحالم كه اينجا ديدمش.من شاعر نيستم اما گاه گداري وب گردي ميكنم و شعرهاي مجازي مي خوانم!منظورم شعر در دنياي مجازيست.ولي بي تعارف با اكثر شعرها ارتباط برقرار نمي كنم.انگار شاعر داره درس زبان شناسي ميده و فقط هم با زبان خودش! اما سميرا رو از همون موقع كه با دوستم از تهران تا خرمشهر اومديم يادمه همون روزها هم براي ما شعر خوند.و ساده و دوست داشتني بود مثل خودش.اين ترانه هم اونقدر به دل من نشست تا روي كاغذ نوشتمش.با ادبيات صقيل شما آشنا نيستم و نقد بلد نيستم اما اين ترانه واقعا پاك و ساده است.مرسي سميراي عزيز

  9. با سلام :
    پیشرفتت به معنای واقعی بوده ……….
    زیبا بود مثل همه تو های شعرات ……

  10. دروود سمیرا جون مانا باشی گلم همیشه کارات خوب و با احساسه

  11. سلام نازنین خیلی وقته ازت خبر نداشتم گفتن اینجا پیدات کنم مثل همیشه میدرخشی وغزلهات به آدم شور واحساس می ده موفق باشی .در ضمن امروز در انجمن شاعران ایران بخش پیچک شیشه ای:معرفی شاعران جوان خبر گذاشتم .باعث افتخاره اگه بیای.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>