چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

سه شعر از اوزدمیر آصاف

بازدید: 5,118

اوزدمیر آصف                                       ترجمه : مجتبی نهانی

اوزدمیر آصاف یا اوزدمیر آصف (۱۹۸۱-۱۹۲۳)، با نام اصلی هالیت (خالد) اوزدمیر آرون از شاعران ترک دوره­ی جمهوری است. نخستین نوشته­هایش سال ۱۹۳۹ در مجله­ی «ثروتِ فنون» منتشر گردید. سال ۱۹۵۱ «چاپخانه­ی هنر» را تاسیس کرد و آثارش را تحت عنوان «انتشارات میزگرد» چاپ نمود. از کتاب­های شعرش می توان به  «دنیا به چشمم گریخت»(۱۹۵۵)، «رو­به­روی در»(۱۹۵۷)، «گُل ها را نخورید»(۱۹۷۵)، «امروز و امروز»(۱۹۸۴)، «سمفونی گُل­ها»(تمامی شعرها)(۲۰۰۸) اشاره نمود.

 

زندگی­نامه ­ها

 

زندگی­نامه­ ها،

آنگونه که به نظر می­ آید

بی­ اختلاط نیستند،

در­ هم­ آمیزی دارند.

 

هر زندگی­نامه­ ای،

با خرده­ ریزه­ های زندگی­ های دیگر،

کامل می ­شود.

———————————————————–

 

سنگ­نوشته

 

خنده، راهی برای نزدیک شدن به دیگری ست

ناگهان دو انسان را به یک انسان بدل می­کند

اگر کسی حتی از خاطره­هایش قلعه­ های بسازد و

به آن پناه برد

یک انسان نمی­تواند عمری را به تنهایی سرکند.

———————————————————————————

 

امروز و امروز

 

این روزها چقدر زود می­ گذرند.

تو هم نگاهی به زندگی­ ات بیانداز.

گویی همین دیروز به دنیا آمده ­ایم

تازه به مدرسه رفته­ ایم،

تازه همدیگر را دوست داشته­ ایم.

 

این روزها چقدر زود می­ گذرند.

تو هم نگاهی به زندگی­ ات بیانداز.

گویی همین فردا همه چیز به پایان خواهد رسید.

مثل این که فردا خواهیم مُرد.

 

هنوز از زندگی سیر نشده­ ایم

روزهایمان هنوز تازگی دارند.

مبادا کاری را به فردا موکول کنی.

چون که فردایی نیست.

———————————————————————————————————————————————————————————————————————————–

Yaşam öyküleri / Özdemir Asaf

Yaşam öyküleri, sanıldığınca karışımsız

değil, karışımlıdır.

Her bir yaşam öyküsü, öbür yaşamların

parçacıklarıyla tamamlanır.

 —————

TAŞ YAZI / Özdemir Asaf

Gülüş bir yanaşımdır bir öbür kişiye

Birden iki kişiyi döndürür bir kişiye

Anılarımdan kale yapıp sığınsa bile

Yetmez yalnız başına bir ömür bir kişiye

—————

Bugün Ve Bugün / Özdemir Asaf

Öyle çabuk geçiyor ki günler

Hele sen de bir bak hayatına.

Daha dün doğmuşuz sanki

Yeni okula başlamışız

Yeni sevmişiz

Öyle çabuk geçiyor ki günler

Hele sen de bir bak hayatına

Yarın bitecek sanki her şey

Yarın ölecek gibiyiz.

Daha doymamışız yaşamasına

Günlerimiz dün bir, bugün iki

Sakın bir şey bırakma yarına

Yarın yok ki.

همچنین ببینید

nahani

“اگر بگشایم در باد” ، “رها کردن شهری…” و “تلگراف خانه”

   ترجمه : مجتبی نهانی    از سه شاعر جریان غریب ترکیه           اورهان ...

۲ دیدگاه

  1. گزینش وترجمه یی بسیار خوب از شعر های شاعری آذری زبان.درود بر آقای نهانی.درضمن درشعر دوم واژه «قلعه ها» را تصحیح بفرمایید.

    • با درود فراوان خدمت استاد احمدی عزیزم. بسیار سپاسگزارم از وقتی که برای خوانش شعرها گذاشته اید. همواره پاینده و برقرار باشید.
      به علت رعایت نیم فاصله در فایل وورد، در اینجا بعضی واژه ها به صورت به هم چسبیده در آمده اند. من هم تقاضا دارم که کلمه هایی را به هم چسبیده اند اصلاح بفرمایند و نکته ای را که استاد احمدی فرمودند املای صحیح اش «قلعه ای» می باشد. با سپاس از زحمات بی دریغ مدیر و دست اندکاران سایت عقربه/ مجتبی نهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>