شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

سه شعر از جلیل قیصری

جلیل قیصری

۱)

همیشه بام ها مهالود بود و

آسمان و زمین نا امن

همیشه حرف از قفس و قیچی بود

و رفتنی که

دلواپسِ دیگرش

می روم

بی آنکه که بتوانم

کاری برای کبوترانم کرده باشم

 

۲)

آنجا مردان و زنانی بودند

داروغه و  دیوارهایی

من اما

گاه صدای ضجه می شنیدم

گاه صدای سکوت

گاه صدای گام هایی

که از دو سوی دیوار

به یک نشانی می رفتند .

 

۳)

کفن از خاک دارد و

سَرین از سنگ‌

به جهان بگویید آتش بس

کسی

می خواهد از سیم خاردار بگذرد

در سایه ی فانوس ماه

رازی را در نگاه بخواندو

حرفی را

در دهان ناتمام‌.

همچنین ببینید

sdff

fdsfsd

یک دیدگاه

  1. خوشحالم که بعد مدت ها یک شعر خوب می خوانم .همین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>