شنبه , ۳ فروردین ۱۳۹۸

سه شعر از جوادچاپان

بازدید: 2,162

جواد چاپان  جواد چاپان           ترجمه : مجتبی نهانی

متولد سال ۱۹۳۳، استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده و مترجم تُرک است. نخستین شعرهایش سال ۱۹۵۲ در مجله ی «وارلیک» منتشر شد. در زمینه ی ترجمه ی شعر کشورهای دیگر و گرد آوری آنتولوژی شعر فعالیت های پُر بار و مستمری داشته است. از کتاب های شعرش می توان به: «برگرد کبوتر، برگرد»(۱۹۸۵)، «تاریخ طبیعی»(۱۹۸۹)، «آفریننده ی عشق»(۱۹۹۴)، «برایم از رویاهایت بگو»(۲۰۰۷)، «شعر ترجمه کن و به دریا بیانداز»(۲۰۰۸)، «صدای آب»(۲۰۱۳) و «یک ایستگاه مانده به آخر»(۲۰۱۷) اشاره نمود… سه شعر از او را زمزمه می کنیم

«زمستان به پایان رسید»

دانش خداحافظی ها را کسب نمودم

متخصص تبعیدها شدم.

آموختم که کشتی چگونه از بندر حرکت می کند.

قطار چگونه تلخ و دردناک می خواند.

 

سال ها با نامه ها زیستم.

از توتون های قاچاق و

نشریه های ممنوع تغذیه کردم.

فراموش نکردم.

فراموش نکردم.

 

بیشتر از همه در حسرت بادبان ها بودم

در تنهایی یخ بسته ی کویر.

کوه ها نبودند، کوه ها نبودند.

به بادها تکیه دادم.

 

آیا در دل تاریکی

دیوانه و اسیر بودم؟

خون خشکید –

من گُل سرخ شدم و شکفتم.

——————————————————————————————————————————-

 

«سرباز»

این ها شب های بی خوابی ست

در بالای کوه ها

به وقت کشیک.

در آن دورها و بسیار دور ها می بینی

روشنایی های انگشت شمار شهری را که برگزیده ای و

در کوچه هایش با صدای گرفته ترانه ها خوانده ای.

——————————————————————————————————————————-

 

«صبح»

 

آخرین باران ها هم داشت بند می آمد

خبر رسان تابستان بود

پرستو

در کنار شیروانی

با آن تبسم مورچه وارت

———————————————————————————————————————————————————————————————————————————————

KIŞ BİTTİ – CEVAT ÇAPAN

“Vedalaşmaların ilmini yaptım ben,”

Sürgünlerin uzmanlığını.

Bir vapur nasıl kalkar bir limandan.

Tren nasıl acı acı öter, öğrendim.

Yıllarca mektuplarla yaşadım.

Kaçak tütün,yasak yayın

Larla beslendim.

Unutmadım. Unutmadım.

En çok yelkenleri özledim

Bozkırın buzlu yalnızlığında.

Dağlar yoktu, dağlar yoktu,

Rüzgârlara yaslandım.

Çılgın mıydım, tutsak mıydım

Yüreğinde karanlığın?

Kan kurudu –

Ben gül oldum açıldım

————-

ASKER – CEVAT ÇAPAN

Uykusuz geceler bunlar

dağ başlarında, nöbette.

Uzakta, çok uzakta,

tek tük ışıklarını seçtiğin şehir

sokaklarında kısık sesle

şarkılar söylediğin.

————–

SABAH – CEVAT ÇAPAN

Son yağmurlar da dindi dinecek,

yazın habercisi kırlangıç

saçakta

senin o atlıkarınca gülümseyişinle

همچنین ببینید

درست مقابل چشمان آنها

       کلر ویگ فال              ترجمه : فرانک محمدی دستی را که هنوز آغشته به شیرپاک­ ...

یک دیدگاه

  1. چه انتخاب های خوب وچه ترجمه های ارزنده یی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>