چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

سه کوتاه سروده از کژال ابراهیم خدر

بازدید: 4,135

photo_۲۰۱۷-۰۴-۱۲_۱۱-۱۹-۵۳    کژال ابراهیم خدر                 ترجمه : بابک صحرانورد

 

سال ۱۹۶۸ در شهر قلادزی عراق متولد شده است. از سال ۱۹۸۷ نخستین شعرهایش را در نشریات منتشر کرده است. تاکنون بیشتر از ده مجموعه شعر از او به چاپ رسیده است که برخی از آنها عبارتند از: در حضور ذکر امشب، جنگ و صلح، گریه کلام، جشن مرگ، دل و رنگ، دو قطره اشک و خنده. کژال ابراهیم خدر از شاعران نسل سوم شعر کردستان عراق و ازهم نسلان شاعرانی چون مهاباد قره داغی می باشد. می توان گفت او در پروسه شعر نو کردستان، جزو اولین شاعران سپید گوی زن این دیار است که سعی در بکارگیری نوعی زبان ساده اما زنانه است؛ زبانی که توانسته با خواست ها و آرزوهای شاعر همخوانی داشته باشد. زبانی که در آن بی پروایی و ناشکیبایی، طرح عمیقی از سیرت زن را ممکن ساختهن آن ممکن ساخته.  و شاید به همین دلیل است که شعر او در بین زنان جزو پر مخاطب ترین ها ست. 

در برخی از شعرها، شاعر بی پروا به سنت ها، باورها و همه ی آنچه که نگاه و کلام جامعه مردسالار نامیده می شود، می تازد. عاشقانه های او عاشقانه هایی ست ساده و انسانی از نوع زمینی که قابل لمس است. اما شاید بارزترین عنصر در شعرهای او همین ایماژهای زیبایی باشد که یک به یک از فضایی برخاسته که شاعر در آن زیسته و رنجی ست که هر واژه در آن فریاد رهایی سر داده است.

 

۱)   

آنگاه که خورشید می دمد و مهتاب را پس می زند

من زلف شعر هایم را

بارانی از شیشه و زلنگازلنگ النگوی دخترکی فریبا می کنم.

آنگاه که قلم موی دست نقاش

نوید بهار را بر بوم رنگین می آورد

من گردنبندی از کلام می شوم و

چهره ی پژمرده ام را به دست درختی پّر از برگ می سپارم.

من گردنبندی از شعر را

در گردن باد می افکنم

و آنگاه جنگ ظلمت پایان می پذیرد.

این منم، درختی بالا بلند

با خزان یکی می شوم و

کابوس غم را جا می گذرام و

شب دیجور ناوقت را،

به آسمان خوش رنگ فردا نوید می دهم.

———

 

۲)

من تلاطم دریایم

که هر روز و همیشه

دست در گردن خونبار غم می اندازم و

بامداد هر سحرگاه

نخستین پرتو خورشید، چون پرتو رنگین کمان

در جانم لانه می کند.

———

 

۳)

من و شعر

آینه ی سپید سحر گاهیم

من و شعر

پرتو طلایی گون زمینیم

شعر می آید

چون آونگ بامدادان

چون شبنم

بر روی رنگ رنگ برگ ها

سبز و سپید

جلوه گری می کند.

او می آید و مرگ نسیم عصر گاهان را نیز

چون درخت ارغوانی

تسلیم خاک می کند.

————————————————————————————————————————————————————————————————————–

 

۱)

کاتێ خۆر، تریفه ی مانگ داده پۆشێ

من پرچی هۆنراوه م ده که مه

بارانی شوشه و، بازنه ی ده ستی کیژۆله یه ک

کاتێ فڵچه ی ده ستی نیگارکێشێک

مژده ی به هار بۆ سه ر تابلۆی ره نگین دێنێ

من ده بمه گه ردانه یه ک ووشه و

روخساری ژاکاوم ده ده مه به ر دره ختێ له گه ڵا

ئه و کاتانه ی من ملوانکه یه ک هۆنراوه

ده نێمه گه ردنی زریان

شه ڕی تاریکی کۆتایی دێ

ئه وه منم دره ختی  باڵام

تێکه ڵ به گه ڵارێزان  ده بێ و

تارمایی خه م جێده هێڵم و

شه وه زنگی ناوه خت، ده که مه ساماڵی به یانی.

————

 

۲)

من شه پۆلی ده ریایه کم

هه موو رۆژێ چه نده ها جار

ده ست ده که مه ملی خوێناوی خه م و

سپێده ی هه هوو به یانیه کیش

په ره ی گزنگ، وه کوو تیشکی په لکه زێرینه

باوه ش به ناخمدا ده که ن.

————–

 

۳)

من و شێعر ئاوێنه ی سپی به یانین

من و شێعر تیشکی زێڕینی زه وین

ئه و دێت له سه ر ڕه نگی گه ڵاکانیش

وه کوو ئاوه نگی به ر به یان

وه کوو شه ونم

سه وز و سپی خۆی ده نوێنێ

ئه و دێت مه رگی شنه ی ئێوارانیش

وه کوو دارئه خه وانێک ده نێژێ.   

——————————————————————————————————————————————————————————————————

 

همچنین ببینید

nahani

“اگر بگشایم در باد” ، “رها کردن شهری…” و “تلگراف خانه”

   ترجمه : مجتبی نهانی    از سه شاعر جریان غریب ترکیه           اورهان ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>