چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

سید مهرداد ضیایی

بازدید: 4,703

mehrdad.ziaee

 

“برگ و باد ” دو واژه ی کنار هم که بیان طیف بزرگی از احساسات ،از یک حساس شدن ساده ی ذهنیات روزمره تا آغاز یک مالیخولیای زبانی و تصویری و تا یک قدم به سویی اشراقی بزرگ را در برمیگیرد، بخش بزرگ نام تازه ترین رمان چاپ شده ی ژیلا تقی زاده است .و انگاه در زیر پیشانی روی جلد و این دو واژه که گویا انها را بیشتر از انکه بخانیم ، می بینیم ، “در دومین طبقه ی پلاک سی و هشت”جای گیر شده .یک نشانی که مشابه بی نهایت نشانی در در بی نهایت شهر با بی نهایت انسان زمین است .وتمام معرفی داستان کتاب در همین جاست . در ین جا هنگامه زنی ست که دو مقطع از زندگی او روایت می شود .دو مقطع مهم که زندگی و معنای عشق و زندگی را برای او روایت میکنند .تا انجا که صراحتن در کتاب از” گوهر حقیقت” و جستجوی هنگامه برای ان سخن گفته می شود بی انکه چنین صراحتی شگفت ، نا به جا ، ساده انگاری و بزرگ نمایی بی جهت به نظر ایند .زیرا نثر و روایت تقی زاده بسیار ممسک و گاه کمینه گراست اما برای من که شیفته ی جادوی زبان ، شاعرانگی در هر شکل ادبی و تقدیس کننده ی “وریت ” –قطعن منظورم چیزی جز اطناب ممل است – هستم ، چنا ن به سختی و اگاهانه ساده است که ناگزیر تسلیم کننده می شود .زیرا نه تقلید دست هزارم از کوته نویسی های همینگویی و ال احمدی ، بوکوفسکویی و….که گاه زیبایی دهشتناک انضباط سبعانه در کلام می شوند و نه صرفن سادگی به دلیل بی چیزی زبان نویسنده .زبان کتاب و گونه نوشتن نثران ،سهل و ممتنع است و در نهایت خوشخان برای هر گروهی از مخاطبان .از مخطبان حرفه یی تا نویسندگانی که می کوشند ان را نخانده بنمایند .این نام و فضای بیشتر شهری آپارتمانی داستان ،ما را می کشاند تا نرسیده به یک سوم کتاب ،پیشداورانه خود را با یکی دیگر از داستانهایی روبه رو بدانیم که با این شیوه ی اتفاقن بیشتر زنانه ی این سالها به چاپ چند ده تا خاهند رسید زیرا همه را سیراب میکند .”برگ وباد …” اما دقیقن هیچ کدام ازینها نیست .و شاید ازین روست که نوشتن ان ساده نیست اما ساده خان است و مدتی که می گذرد تا پس از پایان خاندن ،کمرنگ شود تازه پر رنگ می شود .

شخصیت مرکزی هنگامه برای کسانی که داستانهای او را از “جیبی پر از بادام و ماه ” دنبال کرده اند کسی ست که در بعدی موازی با نازیلا است .کودکی که در انجا نیز یکبار کودکی را پشت سر میگزارد و یکبار نوجوانی را .کسی ست که در “کهنه رباط”-شاهکار تقی زاده به دید من ، که به شیوه یی آشکار از سوی همکاران نویسنده و شرکا ، نا اشکار گذاشته شد –می تواند از مرزهای جنون بگذرد تا بر جانش ارغوان ریخته شود و در گوشش ارغنون نواخته .

زیر زبان صریح و ویراسته تا حد وسواس کتاب ،اعتراف می کنم جا به جا چنان حساسیت هذیانی مرا برانگیخت که اثرش به چشمهایم امد …..مانند کهنه رباط .

در “برگ و باد …”شور عشق جوانی و خامی اغاز گر ست و در انتها بی انکه گفته شود تار مویی هست که سپید و روشن شده است. اتفاقات نامعمول و معمول زندگی انگار راه می روند وادمهای مفرح نیز هستند ، از همسایه تا مغازه دار ، از دوست تا غریبه ، و نکته این جاست که جا به جا می توانیم با این ادمها لبخند بزنیم و جا به جا دست بر پشتشان بگذاریم و بگوییم ارزش این درد را داشته یی.

کتاب در وجوه گوناگون و پر شمار از نوعی هویت در روایت و دید باطن نگر و بیدار کننده گی ارام شرقی برخوردار است .وگاهی بی نما و صدا، بی انکه نام و ردی برجا بگذارد ما را به دورترهای شرق می برد .انجا که ادمها سرانجام بتوانند زندگی را تنهامشاهده گر باشند که از میان انها می گذرد مانند تائو یا بودا و گاه چنان عرفان ایرانی که رونده ی سالک را از مشاهده به عمل وا می دارد و به بازگشت زندگی بی انکه ذره یی پری رویی کند .

و همه ی اینها درست کنار گوش ما، جنب هر ساختمان و طبقه ی دومی و پلاکی و پشت برگ و بادی پیش می اید که ان را بر صورت خود حس میکنیم .

با انکه کتاب داستان بلند نامیده شده اما از نمونه هاییست که کمی از نوولا بلند تر است و البته از رمان کوتاه تر .و در ین سطرهای اخر

برای شناخت بهتر از فضاهای روایی و زبانی نویسنده پیشنهاد میکنم کتاب های “کهنه رباط “و “فقط به اندازه ی یک نقطه “و “جیبی پر از بادام و ماه ” را بخانید .شاید این هم جالب باشد که شخصیت های این داستان و کتابهای دیگر تقی زاده، ادم ها را برای نوشتن به شوق می اورد .

همچنین ببینید

معشوقه در کشو

فراز بهزادی : چاپ دوم مجموعه شعر “معشوقه در کشو” سروده ی حسین باقری توسط ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>