چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

سیمین رستگارپور

بازدید: 9,517

1
(180 درجه) :
قطار در من آغاز شده بود به سمت راهی که …
جهان تکه کتابی بود در دستم که می سوخت اندام پیچکهایش
تو همه ی دردهای من بودی که یک شبه فروریختی در کوپه ی قطار

2
(صفر) :
می پنداشت جهان تنهاست
چشمانش رودخانه ای عظیم بود
زمان در او آغاز شده بود
ردپاهای عمیق به دنبالش راه می رفتند
پشتش از زنانگی اش تیر می کشید
و فریاد مردانی که در راه مانده بودند
هوا تلخ بود…

 

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

۴ دیدگاه

  1. سلام
    شعرت پایه های استوارانه ومحکمی دار د جا دارد
    از شعر وخانمی شاعر انه شما تقدیر وتشکر کرد
    شاعر
    ممنون

  2. به شاعر بی نام:عزیزم ببخش. یه عکس اشتباهی زده بودند که عکس من نبود.این عکس اخیر عکس منه.بازم ببخش.پاینده باشی و قلمت پر توان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>