شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

شعرهای کوتاه سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

armeaghrabe2

۱)

و درخت با خود

می اندیشد

که کدامین شاخه اش

تبر خواهد شد!؟

۲)

تقدیر صنوبر

مرگ نبود!

نیمکتی بود

که عشق می‌فهمد

۳)

بوسیدی مرا

و ذهنم

آبستن شعری شد.

۴)

فصل تمامِ نرسیدن هایت

رسیده

نمی رسی؟!

۵)

آغوش کوچک ات

برای اندوههای بزرگ من

سرزمین بی مرزی است

که در آن دروغ نمی گویند،

فصل ها!

به بهار و زمستان تن ات

من، ایمان دارم.

۶)

کوردم

بلوطی سترگ

که هیچ برف و باد و بارانی

خسته نخواهد کرد

ریشه‌های مرا

۷)

شاعری یک لا قبایم

شعرهایم

کفاف دوست داشتن ات را نمی کند.

همچنین ببینید

sdff

fdsfsd

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>