جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

صالح دروند

بازدید: 3,329

صالح دروند

 

کشانده است به انگشتِ من تنت را باد
گرفته است کمی بوی دامنت را باد
وزیده است، مگر دربیاورد شاید،
ادایِ باهیجان ‌راه‌رفتنت را باد
به‌لطفِ روسری‌یت لمس می‌کند آرام
دو گوشواره و اطرافِ گردنت را باد
همین‌که روی تو را چشمِ بد برنجاند،
به گوشِ شهر رسانده‌ست شیونت را باد
چه حسّی است ـ خودت را به‌جای من بگذار ـ
اگر به باد دهد کنجِ دامنت را باد؟

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>