دوشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۷

صغری قنبری

بازدید: 3,127

صغری قنبری                 

 

تار

 

تارم

آویزان در عنکبوت

شکسته بیدار می شوم

در آینه

با لب هایی که بی صدا

فاصله را می شِمرند

و من هایی که از من

فراری

می لغزم زیر پوست

بیرون از حیات / ط

که بیافتم در آگهی گمشده

فرو

و در تقاطع من و من

نقطه شوم

در نقطه چین های ممنوع

 

تب دارم

و در تبت تنم

بودا نماز نمی خواند

 

 

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>