جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

عابدین پاپی

بازدید: 3,484

abedin.papi                    

 

از مجموعه ی در دست انتشار “باد زیر هر ورقی را امضاء نمی کند!”

 

مثلن هیچ چیز به درد ما نمی خورد

کاغذی  که از لبخند خود می ترسد

یا کلمه ای عاشق که در دهان شهر

بر گونه های خیابان می ریزد

ما آغازگر یک اسطوره ایم

آغازگرسُروده ای زرتشتی

و ازچشمان ما

دو کلمه به کلاس اول ابتدایی می روند

یکی پهلوان می شود

و می خواهد شاهنامه را شکست دهد

و آن دیگر شاعر

و می خواهد چهره ی رنگارنگ حافظ را با مدادهایی ساده نقاشی کند!

من و تو

از دست هم دست شدیم

با دست دیگری کشته شدیم

و تو ای تاریخ

درست به موقع سر قرار آمدی

و تنها

تشنگی ما را باران می فهمد

و این چین و چروک های زمان

به حال و هوای جوانی ما خوشامد نمی گویند

مثلن هیچ چیز به درد ما نمی خورد

جز ملاقات با کوه هایی که در زمان های مختلف زندگی می کنند

و یا شعری با موهای آبی که روی میزش نشسته است

و تمام جزئیات زندگی را

با خود کار مشکی بیان می کند!

 

 

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>