پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷

عابد اسماعیلی

بازدید: 1,371

abed.esmaeeli

 

نرفته ام به نگارم

 

چه کردم از تو چه کردم؟ به انتخاب چه کردم؟

چه گفتم از تو چه گفتم؟ به جوی آب چه گفتم؟

چه بودم از تو به دریا؟  چه صحبت از تو به باران؟

به هر طرف که نرفتم.  نرفتم از تو نرفتم

 

چه بود رفتن شب را؟  به شب نشسته طلب را؟

– مصائبی ست رطب را که در مقال نگنجد

 

به گریه گفت فلانی: به ضرب خاطره هر دم نمانده ای به قرارت

– نمانده ام به قرارم.  نرفته ام به نگارم. که هیچ رفته نیارزد

به اینکه کاش چنین و به اینکه کاش چنان.

 

به خنده گفت فلانی: فعول در فعلاتی. جلیل در وجناتی. توغایت حسناتی. پلنگ ِ توی حیاطی که با فشار کفارات خانه را شستی.

تو رامِ رامِ خودم باش تا روایت بعدی

سپس عنایت بعدی

 

هژبر جبر درنده! درنده خوی خیالی!

میان موج و مکافات… درندگی ِ خیالات…

شکن شکن به چه خوردی؟

-به رنج خاطره خوردم.

 

تبار از تو رمیده. گلوله در تو دویده. که رنج خاطره هایی. ردای عشق درآور.

– که چه؟

که با تو بگویم. که لخت با تو بگویم. اگر چه چشم نوازی. هنوز مسئله سازی.

نخواستم که ببازی نخواستم که ببازی

تو رنج خاطره ها را به دست شعر سپردی و در مسیل نبودت هزار حادثه را صد هزار حادثه کردی

و قس علی هذا…

 

سیاه موی مجعد! مجاب کن که صنوبر به خاطرت نگریزد و لحظه های تو با جوی آب خوش باشد.

مجاب کن که بمانم.

 

به گریه گفت فلانی: تو اشتباه بزرگی که در مقال نگنجی. و در مقام بمیری.

به هر که در تو بیافتد.به طرفه ای بپذیری که لامحاله اسیری

و کوه پرده بیاندازد از مجاری باران. و گریه در تو تواند که یک مسیل بسازد.

بساز با دل سنگم که اشک توی گلویش… که گریه گوشه ی چشمش…

 

و عشق، عشق درنده، درنده خوی خیالی…

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>