چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

عصر

بازدید: 7,171

  ایمان جمشید پور

یه صف رقاصه ی دودی ، سقوط خاکه ی سیگار
سکوت جاری ترین حرفه ، و موسیقی ترین تکرار

یه فنجونِ بلاتکلیف ، تب ماسیده ی چایی
هوا هم مثل من بد نیست ، نشستم پیش تنهایی

هجومت به وجود من ، چه بیرحمانه و نم نم …
چه مستی آوره یادت ، و من – یک دائم الخمرم

یه چشم انداز رویایی ، رو دوش زخمیِ دیوار
یه قاب عکس که ابعادش ، قدِ دنیام شده انگار

گره خوردم به زیباییت ، تو که اصلاً حواست نیس
تو می دونی چیه معنیش ، تبسم با چشای خیس ؟!

توی گرداب این ساعت ، و تُو هر ثانیه غرقم
ببین دوریتو – تیک و تاک ، چه جور می کوبه تُو فرقم

چه تحمیلِ غم انگیزی ، میون ردّ ِ بودن هات
یه عصر خالی از لبخند ، یه عصر خالی از چشمات

 

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

۲ دیدگاه

  1. مرسی! بی شک شما یکی از بهترین ترانه سراهای حال حاضر هستید.

  2. lمهدی نظام آبادی

    “یه صف رقاصه ی دودی ، سقوط خاکه ی سیگار
    سکوت جاری ترین حرفه ، و موسیقی ترین تکرار”
    اگر نگاه شاعرانه شما نبود ، خلق این اثر غیر ممکن بود
    “یه فنجونِ بلاتکلیف ، تب ماسیده ی چایی
    هوا هم مثل من بد نیست ، نشستم پیش تنهایی”
    آفرین، لذت بردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>