جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

عقربه به وقت ِ ترانه

بازدید: 6,043

از ترانه و ترانه سرایی بسیار صحبت شده است. بسیاری آمده اند و حرف هایی زده اند اما متاسفانه هیچ مرجع معتبری برای ترانه در هیچ دوره تاریخی – علی الخصوص در کشور ما و بهتر بگویم برای ترانه ی فارسی- دردست نبوده است.

آنچه بوده تنها بحث هایی بوده که به صورت تاریخ شفاهی غیر مکتوب نقل شده است. البته اگر این تاریخ به صورت مکتوب هم منتشر شود منبع موثقی نخواهد بود. حتا اگر در مورد صحت آن هم تردید نداشته باشیم نمی تواند گره گشای کافی وکاملی برای معضلات ترانه ی امروز یا هر دوره ای باشد.

دانستن اینکه در فلان برهه زمانی، فلان ترانه نوشته شده یا فلان ترانه متعلق به فلان ترانه سرا است چه مشکلی را حل می کند؟

اینکه ترانه ها را دسته بندی کنیم و بگوییم این ها ترانه های شادی بوده اند، آن دیگری را برای لالایی و این یکی را بر سر در حمام می نوشته اند چه بار و مایه ای به ترانه اضافه می کند؟

این تاریخ نگاری جز اینکه در بیشتر مواقع،ترانه را با تصنیف و محاوره نویسی پیوند زده و یکی دانسته چه سودی داشته است؟

البته این را هم اضافه کنم که در دست داشتن یک سند تاریخی معتبر برای شناخت پیشینه ی ترانه و ترانه سرایی ارزشمند است و مشخص کردن سیر ترانه سرایی در پیش رفت ها و پس رفت ها، به خودی خود ارزش تاریخی دارد. مانند مرجعی که در شعر نو  با عنوان – تاریخ تحلیلی شعر نو –  به قلم محمد شمس لنگرودی1 موجود و بسیار ارزشمند است. اما مشکل ما در ترانه ی امروز مشکل ماهیتی است، نه نبود قدمت تاریخی و اثبات وجود آن.

نمی توان تاثیر گذاری این وجه تاریخی را در ترانه ی امروز کاملا نادیده گرفت. از همان آوازهای کوچه و بازاری گرفته تا تصنیف هایی مانند مرغ سحر! حتا این قضیه تا آنجا بسط پیدا می کند که امروز برخی از ترانه سرایان میل به نوشتن ترانه های کوچه و بازاری دارند.  البته این جریان هم در جای خود قابل بحث است و این سوال پیش می آید که علت این رجعت چه می تواند باشد؟ شاید یکی از جواب های احتمالی به این سوال مدگرایی در سبک و سیاق نوشتن است. یعنی  به دلیلِ اینکه ترانه سرایی به آن سبک نوشته و با اقبال مواجه شده است دیگران هم به آن سمت گرایش پیدا کرده اند! نکته ی جالب تر این است که بعد از مدتی عده ی بسیاری مدعی اختراع یک مد منسوخ شده می شوند.

در اینجا به چند نکته اشاره می کنم که اگر چه از نظر کمی مصداق یکی از بیشمار مسائل ترانه ی امروزند اما می توانند مدخلی برای ورود به مهمترین مباحث این حوزه باشند :

نکته اول:

همواره بحث جدایی ترانه از شعر باعث پیدایش سوالات و مشکلات اساسی شده است. اول اینکه اگر ترانه شعر نیست پس چرا در قالب های مرسوم شعری نوشته می شود؟ و اگر ترانه، شعر است چرا وقتی با مولفه های شعر به نقد آن می روند ترانه سرا گارد می گیرد که این ترانه است نه شعر!

حقیقت امر این است که ما هنوز تعریف صریح و درستی از ترانه نداریم. حتا تعریف سالم و جامعی هم از شعر وجود ندارد. یعنی شعر دیگر به آن کلام موزون و مقفا و خیال انگیز2 محدود نمی شود. ترانه هم به لالایی و عروسی و عزا و …

شاید بهترین تعریف این باشد که ترانه، شعری است که ترانه گی داشته باشد.

نکته دوم:

تقدم موسیقی یا تقدم ترانه؟

موسیقی – به معنی مجموعه ی آهنگسازی، تنظیم و وکال3 از یک طرف و کلام – به معنی ترانه- از طرف دیگر دو موضع مستقل هستند که بعد از تلفیق با یکدیگر به عنوان یک اثر واحد به دست مخاطب می رسد.

در چنین وضعیتی تمام اجزای سازنده ی یک اثر در هم پوشانی یکدیگر قرار می گیرند و بار خلاء و نقصان هریک از اجزا را اجزای دیگر بر دوش می کشند. این مسئله باعث برجسته شدن وجوه درگیر می شود. به عنوان مثال وقتی موسیقی بخواهد ضعف کلام را پوشش دهد، شنونده از موسیقی لذت می برد و موسیقی -اگر قدرت آن را داشته باشد که ضعف دیگر اجزا را جبران کند- وجه غالب اثر4  می شود. البته عکس این قضیه هم صادق است و نمونه های بسیاری وجود دارد که در آن، ترانه بار موسیقی را هم بر دوش کشیده است.

از طرف دیگر چون مجموعه به عنوان یک اثر واحد منتشر شده است، مخاطب عام و بعضا خاص کلام را هم در لذتی که می برد موثر می داند. این همان مخاطبی است که بازار!!! را تشکیل می دهد و متاسفانه تهیه کننده گان آثار موسیقی هم بر اساس میانگین این ذوق عمومی کار می کنند.

وقتی گوش این مخاطب تعیین کننده خراب شود و با تزریق کارهای سطح پایین آن را بدسلیقه بار بیاورند تصور آینده و حال موسیقی و ترانه سرزمین ما کار چندان سختی نیست.

سوال این است که اگر هرکدام از اجزا به طور مستقل مورد بررسی قرار بگیرند آیا می توانیم باز هم از این اثر لذت ببریم؟

نکته سوم:

مستقل نگاه نکردن به یک اثر موسیقایی ِ با کلام از طرف مولف هم باعث بروز مشکلاتی می شود. اولین مشکل برخورد سهل انگارانه در شکل گیری اجزای اثر – موسیقی و ترانه –  با توجیه هم پوشانی دیگر اجزا است.

دومین مشکل –با توجه به اینکه در این بحث هدف مشکلات کلام است – اهمیت ندادن به وجه دیداری و مکتوب اثر است. شاید به همین دلیل است که در کشور ما کتاب ترانه خیلی کم منتشر می شود و خود ترانه سرایان هم علاقه ای به این قضیه ندارند. توجیه این قضیه این طور مطرح می شود که بعد از چاپ، ترانه ها بیشتر در معرض سرقت قرار می گیرند یا اینکه ترانه هایی که قرار است یک سورپرایز باشند لو می روند.

این توجیه خوبی نیست! می توانیم از این منظر نگاه کنیم که ترانه سرایان نمی خواهند ضعف های ترانه که در هم پوشانی سایر اجزا به چشم نمی آید یا کم تر جلب توجه می کند خودنمایی کنند. به همین دلیل اکثرا تمایل دارند که متن را از حالت دیداری و مکتوب به حالت شنیداری تبدیل و عرضه کنند.

این همان دلیلی است که آهنگساز یا تنظیم کننده نیز می تواند قطعه را که برای یک ترانه ساخته شده است رابا استناد به آن بدون کلام منتشر نکند!

نکته چهارم:

سفارشی بودن همیشه گریبان گیر شعر بوده است. این وضع آنجا وخیم تر می شود که خواننده یا آهنگساز به ترانه سرا سفارش کلمه می دهد و می گویند فلان کلمه باید در ترانه باشد!! یا می گویند حرف “ش” و “ن” در خوانش ایجاد مشکل می کند و نباید از این حروف زیاد در ترانه استفاده شود. بعید نیست اگر این وضع ادامه پیدا کند ترانه سرایان جویای شهرت که به ذکر نام شان در لیبل آلبوم قناعت می کنند حروف الفبا را به خواننده بدهند و بگویند: حروفی را که می خواهی انتخاب کن تا با همان ها برایت ترانه بنویسم.

اگر به همان تاریخ شفاهی – که اول بحث از آن اسم بردم – مراجعه کنیم، می بینیم که در سالیانی نه چندان دور، این ترانه سرا بوده که بعد از نوشتن ترانه، تصمیم می گرفته که چه خواننده ای این ترانه را بخواند.

متاسفانه نگاه اغلب خوانند گان امروزی یک نگاه بازاری است و برخی از ترانه سرایان هم که به قولی دنبال مارکتینگ!!! هستند تن به نوشتن هر خواسته ای می دهند.

این نگاه ثابت که ترانه و موسیقی را سال ها در یک نورم خاص و از پیش تعیین شده عرضه کرده باعث رکود وحشتناک ترانه و موسیقی شده است.

حرف آخر:

هدف ما در عقربه این است که ترانه را به عنوان یک متن مستقل بررسی کنیم.

1: کتابی که به گفته ی شمس لنگرودی در 12 سال و با 10 ساعت کار روزانه نوشته شد.

2: تعریف شمس­الدین محمد قیس رازی در کتاب” المعجم فى معاییر اشعار العجم”

3: Vocal

4: رومن یاکوبسن

به قلم :میثاق بوالحسنی

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

۳ دیدگاه

  1. ممنون میثاق جان
    شروع خوبی بر مبحث ترانه بود عزیز

  2. سپاس علی جان

    یکی از کمبودهای ما در شعر و به طور محسوس تری در ترانه نبود بحث های تئوریک و نقادیِ است

    خوشحال می شویم اگه دوستان در این زمینه با عقربه همکاری بیشتری داشته باشند

  3. با سلام واحترام .از جنابعالی صمیمانه دعوت مینمایم در برنامه آزاد بزم کلمات که به موضوع ترانه سرایی ترانه خوانی و ترانه نویسی می پردازد شرکت فرمایید .در این برنامه ترانه سرایان ، ترانه نویسان و شاعران ، غزلسرایان و میهمانان گرانقدری همچون آقای دکتر یاسمی و دیگر شعرای مطرح حضور خواهند داشت .زمان برنامه روز شنبه 2 و 9شهریور میباشد در این برنامه آیتمهای متنوعی اجرا خواهد شد ..مکان پارک قیطریه تهران ساعت 18-16 ./تلفن تماس 22215062 ./پیشاپیش حضور شما را در برنامه بزم کلمات گرامی میداریم ./منتظر دیدارتان هستیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>