شنبه , ۳ فروردین ۱۳۹۸

علیرضا مطلبی

بازدید: 2,208

علیرضا مطلبی

یک طرفِ این شهرِ دوطرفه

اضطراری‌ست همیشه

خط‌های کشیده‌اش‌

به هزار بی‌طرف

افتاده

کشیده

تمام مقصدها،

به دیر رسیدن

بهتر از هرگز نرسیدن است

“است”  امان از “است”

آن طرف دیگر

در ازدحامِ بی‌طرفی

دیر   دیر

آسفالت می‌شود

و چراغِ سیاه

گِرد    گِرد‌تر

چشمک‌زنِ چشمی

که سال‌هاست در مسیر،

“است” شده

این چراغ‌های چشمک

چشمک همیشه زن بود

که دنبالش

نفهمیدیم  زن نیست؟

و دوباره  “است” شدیم انگار

می‌گویند آن طرفِ همیشه خلاف

جریمه‌اش

حمل با جرثقیل

نه

تا بالای جرثقیل…

ادامه‌ی این حرف‌ها

خیلی ثقیل است

این حرف من نیست

ازدحام می‌گوید

این ترافیک

سنگین‌تر از آن شده

که آسفالت را پارک نکنیم

که سبز شود تا همیشه

این سیاه مخروبه.

تا کِی “است”، نقطه  “است” بشنویم بمانیم؟

چراغ ماشین‌ها روی اضطرار

آمپرِ ازدحام بالای قرمز

و زیر چراغ‌های قرمز،

چهار راهِ تصادف.

باید پارک کنیم خیابان را

ما سال‌هاست دود خورده‌ایم وُ

هنوز نرسیده

که دوش بگیریم ببریم درِ مِی‌خانه

که ملائک کمی بادمان بزنند

بادشان می‌زنند

که نیامده

بادشان به صورت‌مان می‌خورد وُ

از غبغب‌شان

یادِ بادکنک‌های هلیومی می‌افتیم.

باید سر همین چهارراه

تولدِ نرسیدن بگیریم

بیا شمع‌ها را فوت

که آتش‌تر بگیریم

این جشن   اضطراری‌ست

باید  “است” را بگرییم

نه

غیبت نیست که بکنید

چرا که آن “را” که می‌بینید

بعدِ فعل نیست

اصلن کجاست فعل که بکنید

نیست

این‌همه آمبولانس در آن طرف و

این‌همه مریض‌ِ منتظر    در احتضار

به اضطراری بگویید

دست ما را بگیرد ببرد جرثقیل

می‌خواهیم پارک کنیم تا همیشه

تمامِ این ثقیل‌های هلیومی را.

دیگر به هیچ بی‌طرفی

چشمک نمی‌زنیم

لعنت به هر چه “است”

“استِ” نافعل   بی‌خاصیت

درود بر شهر‌های دوطرفه

راه‌های بی‌آمبولانس

و ننگ بر….

اضطراری در این ازدحام،

به من رسیده‌است

طوری که هوایی سمتم نیست

می‌گوید حالم وخیم

باید پارکِ تیمارستان را

آبیاری کنم تا بهبودی    شاید سال‌ها

سال‌ها دود

سال‌ها انتظار

سال‌ها گذشت وُ

راه‌های اضطراری

به بانک‌ها  پاساژ‌ها

حتا پیاده‌روها رسیده

رسیده که نرسیده‌اید هنوز

من دارم این‌جا

اضطراری

می‌شوم

برنگردید.

خاک آن طرفی که نرفتیم

رفته است

ما فقط خاک بی‌راه خورده‌ایم.

خورده‌ام

که پارکِ این‌جا را  جنگل کرده‌ام حالا

آن‌جا چه‌‌طور؟

می‌گویند بیرونِ جنگل

برای سلامتی‌ام مضر

راستی مضر

نام ریش‌تراشی بود

که گم شده است تا حالا

می‌بینید؟

من سالمم،   خطرناکم هنوز

“است” را  “هست” کنید

به گریه‌شان می‌ارزد.

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>