جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

علی رضا بهنام

بازدید: 3,747

علی رضا بهنام                  

 

صدای به تنهایی

 

همیشه ترس من از سکوت

گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند

آویزان از دیوار

عبور این همه صدای به تنهایی

و گذشتن از مرز گرگ و میش همراه تک ستاره ای که زندانیست

همیشه ترس من از بیهوده همراه شدن است

بیهوده شدن

و دیواری که از آن آویزانم

که تاب این همه را نداشته باشد

 

وقتی صدا از دوردست می پیچد

فضاست که فرو می رود در هم

تنهای هزاران تکه پاره از قوس هایش می زند بیرون

 

صدا به صدا نمی رسد

همیشه ترس من از صدا در پیچ و خم های سکوت

از دویدنی است در پی تن های به تنهایی

و همیشه این ترس شبیه ستاره ای زندانی

از درزهای دیوار به گوش می رسد

 

همهمه است

در شبی به وسعت دنیا

تصویرها رژه می روند در خم فضاهای به ناچار

تن ها می دوند اریب در عمق خیابان

آویزان از دیوار

تن های تکه پاره در من فرو می روند

فرود می آیند

و بن بست بی صدا

هنوز صدایم می کند

 

تصویرهای بی امان با فضاهای فرو رونده در هم

در دوردست

و همین نزدیکی دیوار من است

با منی آویزان

در بین این همه صدای به تنهایی

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>