جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷

علی رضا سلیمانی

بازدید: 2,354

علیرضا سلیمانی

 

 

آژیر بی خطر شب و روزم را…

دستی که لکه های بلوزم را…

کوهی که داشت حس بروزم را…

پس لرزه های توی فیوزم را…

حتی تجاوزت به هنوزم را…

این اتفاق ها تم رسمی داشت

 

می شد سقوط کرد به آینده

با بال بال جوجه ی سر کنده

آهسته تر برو خر راننده

مغز من است در لبه ی رنده

لطفا کمی بگو به من از خنده

یک نصفه تیغ زیر زبانم هست

 

جریان برق داخل هر میخم

یا اشتباه فاحش تاریخم

کوهم که زیر سنگ تو توبیخم

یک جوجه ی کشیده سر سیخم

حتی خدای داخل مریخم

که در شکنجه گاه خودش افتاد

 

موشی که رفته داخل خاک انداز

شعری که مانده توی اتاق گاز

یک پرس جوجه توی غم پرواز

پایان رسیده قصه پس از آغاز

راننده توی فکر لب تیغ است

 

دیوار ها صدا خفه کن هستند

در ها به قفل فاجعه پیوستند

آینده ی رسیده به بن بستند

این شعر ها و جیغ تو هم دستند

وقت تجاوز است همه مستند

وقتی صدای رنده ی ممتد داشت

همچنین ببینید

سخن دبیر

                  مریم کوچکی شلمانی   روایت شناسی نشانه ها در شعری از “بنیامین پورحسن”   ...

یک دیدگاه

  1. درود بسیار عالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>