سه شنبه , ۳ مهر ۱۳۹۷

غول های فکری و خودباختگی

بازدید: 4,274

حامد گنجعلی خان حاکمی     حامد گنجعلی خان حاکمی

 

تقریبا اکثر ما خاطراتی از موجودی خیالی در کودکی داریم. اما در گذر زمان به وجود دروغین آن پی بردیم و فهمیدیم که نیست، در نتیجه آزادی عمل و به طبع اختیار بیشتری در انجام کارها و تصمیم گیری ها پیدا کردیم. گویا اِعمالِ روشِ غول سازی برای کنترل، ذهن ما را آماده ی پذیرش باورهای دروغین و چیزهای بدون دلیل کرد.

معتقدم، هنوز به غول هایی که از طریق جامعه، آموزش، تربیت، رسانه ها، ایدئولوژی ها، خانواده، فرهنگ، و افراد در ما ایجاد شده باور داریم اما هیچ تجربه ادراکی حسی و عقلی از آنها نداریم و آنها را کنار نگذاشتیم، غولی دروغین را باور کرده و با آن زندگی می کنیم، در تصمیمات و کارهایمان تاثیرشان می دهیم، غول هایی که نیستند را در زیستمان وارد کردیم و تجربه با آنها می سازیم که جزء عوامل موثر در تصمیم گیری ها و کارهایمان هستند.

باور به بسیاری از ارزش ها، خط قرمزها، وعده ها و ادعاها توسط نظام سلطه و در اندازه ی کوچکتر افرادی که منافع و سودشان در انفعال و تبعیت ما هست در ما ایجاد شده و ما به خاطر ترس از دست دادن، آنچنان کردیم که آنان خواستند که مبادا غول بیاید و ما را بخورد، در تصمیماتمان به یک خودباختگی، افسردگی و پوچی رسیدیم و اصالت وجودی مان را از دست دادیم، به اهدافمان نرسیدیم، آنطور که استحقاقمان بود زندگی نکردیم، آنطور که باید حق مان را نگرفتیم و آن را از دست دادیم. کار به جایی رسید که از افرادی که هیچ قدرت، ارزش و توانی ندارند غول ساختیم، چرا؟

نیستی در خانه، فکرت تا کجاست

فکرهای خل را بردست غول

جادوی کردند چشم خلق را

تا که بالا را ندانند از سفول

“مولانا ترجیعات۱۷ “

مکانیسم باور به این غول ها برپایه ایجاد ترس و وحشت است، ترس از دیگری و اعتماد کردن به چیزی که غول سازان می خواهند. وقتی به خرید می رویم، وقتی میخواهیم چیزی را انتخاب کنیم، وقتی میخواهیم تصمیم بگیریم وقتی می خواهیم …. اگر این خواستنِ ما براساسِ تامینِ منافع و یا پاسخ به نیاز و درخواست آنها نباشد برایمان غولی می سازند که اگر چنین کنید، چنان می شود، در ما ترس ایجاد می کنند تا ما منفعل و منصرف شویم و در مسیری قرار بگیریم که می خواهند، … . آنها زمانی غول می سازند که «ما میخواهیم تصمیم بگیریم، اقدام کنیم و یا انتخاب کنیم….».

بهتر بود که از بچه گی پرسش گری، تحقیق و مطالبه گری را به جای تربیت براساس غول ها به ما می آموختند که غول ها را چگونه بشناسیم و از شرشان خلاص شویم؟ آیا والدین ما خودشان نیز اسیر غول ها نبودند؟ آیا منافع والدین ما در گرو ساختن همین غول در ذهن ما نبود؟ چه کسی خیانت کرد؟

تو را عمری کشید این غول در تیه

بکن با غول خود بحثی به توجیه

چرا الزام اویی چیست سکته

جوابش گو که مقلوب است نکته

مولانا غزل ۱۹۱۷ و یا۲۷۲۰

 

همچنین ببینید

پاپی

گذار و گذری در گفتمان روشنگری داریوش شایگان

           عابدین پاپی   پریسکه سخن: از دیر باز فلسفه به عنوان یک پدیده ی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>