جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

فانوس بهادروند

بازدید: 3,676

فانوس بهادروند                       

 

۱)

امروز برای دیشب گریه می کرد

 

دیشب برای روزهای از دست رفته اش

 

فردا  زیر ابرهای سپید

 

به راه خویش خواهد رفت

 

اما زمین کار خودش را کرده بود

 

مرد سخت دلبسته شده بود

دیگر فریادی نداشت

گناه کسی نبود

ملخ ها بی هنگام به گندمزار حمله کردند

وقتی زلزله  آمد  همه در خواب بودند

یا مردان روستا دیگر عاشق نمی شدند …

————————————————————————————————————————————————

 

۲)

تمام

 

برای تمام شدن

 

از هسته  به ریشه ای

 

از ریشه  به ساقه ات

 

و از برگم  به دانه ای

 

از سبزینه ام   به سرخی شدن

 

تا گراییدنت به نارنجی خشک

 

تمام شدن در بی پایانی

 

تمام و  زرد

 

تمام و سبک

 

انتهای پاییز ی ات

 

باز گشتن به هسته ی بی رنگی …

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>