چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

فراز بهزادی

بازدید: 9,361

۸۰۳۹۸

 

از دفتر در دست انتشار “عصر گردوخاکسپاری من”

———-

و آینه لبهایش را به دیوار دوخت

تا یکنفر خودش را

اشتباه بگیرد با انسان

بعد

چند دقیقه سنگ در شیشه های دوستت دارم

زخم چند دقیقه پرنده و غزل می خواهم :

زنی درون آینه لبخند می زند

مرا میان دو ابروش بند مى زند

مردى ز خواب مى پرد با بال هاى من

به چشم هاى آینه ترفند مى زند

 

و آینه

ازدحام آینه شد.

#

وقتی زمین

دشواری گامهایم را

به قانون مرگ می بخشد

دیگر کجای آینه بایستم که زیباتر شوم

وقتی که آینه

با شباهت آدمهایش تنهاست….

 

آدمها

از روی دست یکدیگر می کشند چاقو

نفس

درخت سیب

و از روی دست یکدیگر عاشق می شوند

هرصبح مقابل آینه می ایستند

مبادا چیزی از صورتشان را

در جنایت دیشب فراموش کرده باشند

 

آینه اما

روبه روی عکس آقا نصب شده

و مجبور است آدمهایش را

به بهشت بریزد.

چشمانت پراز آتش است آقا!

و پارچه ای که روى سر آینه بسته اند

بوى خون مرا مى دهد

 

حالا یکنفر

از همه ی دیوارهای شهر بالا می رود

و به چیزهایی دستبرد می زند

که نامی برای آنها

انتخاب نکرده ایم

#

کلید دوزخ را

به دیوار کنار آینه میخ کرده ام

و فردا به وقت چشمهای تو

در میدان تیر حاضر می شوم

دستهایم را به علامت تسلیم بالا می برم

و اعتراف می کنم

که شاعرم!

فردا

به وقت چشمهای تو

آینه از آینه زیباتر است.

#

ای فاصله ی آینه تا من!

ای تمرین مرگ در آینه های همیشه!

ای از دست دادن دل و فرصت و هرچه زیبایی ست!

ای شبیه!

بگو کجای آینه دریاست

کجای آینه

مردی از خودش زیباتر است

کجای آینه

به تفاوت پرنده

دستبرد می زنند؟

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

۱۰ دیدگاه

  1. فردا
    به وقت چشم های تو
    آینه از آینه زیباتر است…

    و من چقدر خوشحالم که کتاب جدیدت را به زودی می خوانیم.
    به امید این که دیگر تاخیر نداشته باشی در چاپ مجموعه هایت!

  2. با خودم فکر میکردم کدام شاعر می‌تواند زیباتر از استاد آتشی از «اسب سفید وحشی» بگوید؟ و یا زیباتر از «کتیبه» ی اخوان؟ خوانش این شعر مرا وادار کرد تا بگویم تا به حال شعری زیباتر از این با محوریت «آینه» نخوانده‌ام. آفرین

  3. آفرین بر تو باد!
    وحشتناک خوبه این شعر

    تبریک میگم چاپ کتاب رو

  4. با صدای خودت شنیده بودم و حالا دوباره خواندنش صدایت را زنده کرد در ذهنم…عالی بود مثل همه کارهایت…و آمدن کتاب جدیدت که آرزوی همه دوستداران شعر خوب است

  5. بسیار عالی.. و من که بعد از کتاب اولتون هیچ شعری ازتون نخونده بودم ، ذوق زده و با لذت خوندمتون..

    هرصبح مقابل آینه می ایستند

    مبادا چیزی از صورتشان را

    در جنایت دیشب فراموش کرده باشند

    *
    و آینه
    ازدحام آینه شد

  6. خیلی خیلی لذت بردم.افرین برتو و قلم ات .دلم تنگ بود برای خواندن چیزی که شعر باشد و شعر باشد و به ذهن خسته ام بیداری دهد..موفق باشی.

  7. با درود . همین را بگم که شعری را خواندم با المان هایی متفاوت و من افراد متفاوت را در شعر دوست دارم ….

  8. با هربار خواندن این شعر انگار چیز جدیدی دستگیر آدم می شود

  9. بی نظیر،زیبا،پراز حس

  10. دلتنگِ شعرات بودم و چشم به راه…
    چشمم روشن شد.
    چنان یکپارچه زیباست که نمیتونم چیزی ازش انتخاب و جدا کنم.
    پرتوان باشی که زیبا می سُرایی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>