چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

فرحناز اشرفی

بازدید: 3,993

فرحناز اشرفی

 

هی پشت هم خاکستر و سیگار

تا بگذره روزای دلگیرم

چشمام همش بارونی و خیسه

لعنت به من، لعنت به تقدیرم

 

بی کسی و تنهایی و حسرت

اینا کنار خستگیم هیچه

هر روز، هر ساعت تو این فکرم

این زندگی یه راه  مارپیچه

 

هی پشت هم سیگار و هی سیگار

شاید تموم شه حسِ ناجورم

هی آه‌و اشک‌و تلخیِ حسرت

زنده‌م ولی، زندانیِ  گورم

 

خاموشم و دنیا برام تنگه

انگار تمام دنیا تابوته

هر لحظه دارم منفجر می‌شم

وقتی دلم انبار باروته

 

هی یاد تو ، موسیقی و الکل

هی اشک می‌ریزم تو هر مستی

زل میزنم به آلبومِ عکسات

این کارمه از وقتی که رفتی

 

جا موندم از رویای شیرینم

تنها شدم با یه تنِ خسته

من موندم و تنهایام مثلِ

تنهایی یه کوچه بن بسته

 

دیوونه ام ،افسرده ،‌پر غصه

تنها دوای دردِ من خوابه

خوابی عمیق ، بی هیچ رویایی

راه نجاتم قرص اعصابه

همچنین ببینید

زهرا سمن آرا

زهرا سمن آرا

  دریا غروبای عجیبی داشت خورشید  فردا رو نمی دیدیم موجا فُرودای غریبی داشت ما ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>