جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷

فرزانه پروین

بازدید: 2,189

فرزانه پروین

 

۱)

من هم ازون زنهای بیهوده م

عشقای سابق! نه چرا باشم؟

راه تو با من راه روشن نیس

تا من یه سمت ماجرا باشم

 

این زن برای زندگی کردن

خیلی ضعیف و زار و بی جونه

تو لایق جنگیدنی اما

این زن که میبینی،نمی تونه

 

من خواستم اما نتونستنم

عاقل شم و از وهم برگردم

باری شدم رو شونه ت و هربار

فریادتو هی بیشتر کردم

 

اوهام من مخروبه ی جنگه

شهری که از هر سمت نابوده

هرچند مخروبه س ولی عمری

این شهر جون و موطنم بوده

 

من بودنم درده نشد یک بار

نعشم رو از دوش تو بردارم

هر بار دورت کردم از رویات

من نیمه ی خام و خطاکارم

 

افکار ما اندازه ی هم نیست

عمریو کُشتم پای  شبگردی

من تو کتابا زندگی کردم

تو رو زمین جاپاتو سف(ت) کردی

 

من از جهانِ واقعی دورم

تو از جهان من گریزونی

دنیای جدیتو بلد میشم

پابند این دیوونه می مونی؟

—————————————————

۲)

برای فروغ

یه پری دریاییِ خسته

شاهزاده شو نبوسیده

یه پری ِ پیر تبعیدی

توی گودال آب پوسیده

 

نی لبک نداره تا آروم

دلشو بریزه تو گوشات

سهمش آیه های اندوهه

وکذلک نُفَصِّلُ الآیات…

 

دست خونیشو فرو کرده

توی فرج پاره ی نازاش

تخم ماهیا رو جا داده

زورکی تو گود انگشتاش

 

روز و شب نمیگذره واسش

لحظه های غم کش آوردن

تنشو تو قعر تاریکی

وزغا جویدن و خوردن

 

قلب ساده لوح کوچیکش

توی قصر قصه محبوسه

شبا با بوسه ای می مرد،حالا

می میره تو حسرت بوسه

 

یه پری که دور از دریاست

شاهزاده شو نمی بوسه

یه پری که وسط گنداب

زنده مونده اما می پوسه

همچنین ببینید

صدرا کاوه

صدرا کاوه

  حس می کنم دستای تو می لرزه و دلشوره می گیرم موشک به سمت ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>