جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

فرعون کوچک

بازدید: 7,987

 

 

 

 

م.ع.سپانلو

فرعون كوچكي ست در اين جعبه گيتار

يا ساز اضطراب نوازي؟

پاهاي لاغري كه سراسيمه از سكوت برون جسته است

رقص لطيف دختر گمرك چي در برزخ جهان ها

گلبرگ هاي روشن، در مرز احتضاز

مانند خاكه قند عروسي

از شانه درخت فرو ريختند

با ضرب بي توقفِ خلخالها

رقصندگان دخمه به تدريج از نفس افتادند

در فرصتي كه كاهن اعظم

دارد، بدونِ نظم ، به ميراثها تاريخ ميزند

در انتهاي فهرست

گيتار يا جنازه فرعون؟

بيرون فقط بيابان است

شنزارها و سايه بي جانِ چند نخل

اي خادمان زنده به گور

–          سرمست از عتيقه شدن   –

وقت است كه بنوشيم

تنگ شراب و

       ظرفِ خوراك فرعون مرده را

در گربه هاي قير اندود

ميراث موش را بشناسيم

وقت است اضطراب را

به خادمان بعدي بسپاريم

تا بشنويم

فرعون ساز مي زد

يا ساز موميايي را.

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>