چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

فیروزه محمدزاده

بازدید: 4,985

فیروزه محمدزاده

 

زیر پوستم، خون درد می کند از آزادی

 

گم کرده ام کلمه ای

که حافظه ام را به صورت تو پاشیده

به یاد آوردن زنی را از بلند مدت اندوهم

به یاد داری؟

 

به پرت کردن رهایی

مشغول به تنی ناگزیرم

از ناخن هایم بگیر

توانایی زخمی ام را

شرم خسته ام را چنگ بزن

با چشم پیش پا افتاده ات ببین مرا

که معترف به نگاه مردی دیرینه ام

در جای جای سرم

 

سرم را به دست بگیر

و به خیابان برو

به هیچ ببند فکرم را

که از افتادن اندوهم

به پای درختان نرسیده ام

 

از وادی دلم

صدای ساکت صلح می آید

در حال من تب کرده شبی تاریک

که در هیچ بیمارستانی نمی تواند بستری بشود

سرما را از تن خیابان می پوشم

و با چند سرفه برف را مثل روز اولش می شوم

روز اول من است خیابان هایی که به اعتراف تنی ناگزیر

از صدای چنگ دلم

در گوشه ای ساکت

در گوشه ای به بستری کردن ناخن هایم

پوست کلمه را می کنند.

 

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>