چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

قائد حسینی

بازدید: 5,491

ghaeed.hoseyni

 

هرکس که حرف بودنو می زد

تو قلب سردش یک نهنگی داشت

این داستان تلخ شهری بود

که آرزوهای قشنگی داشت

از آسمون سنگه که می باره

ایمان من تجویز خوبی نیست

بعد تو اینو خوب فهمیدم

ایمان قلبی چیز خوبی نیست

دلخوش به چی باشم کدوم فردا

فردایی که بدجوری بی رحمه؟

تو قلب آتیشی و میسوزی

حال تورو هیچکس نمی فهمه

می میری از روزای تکراری

تالیف لبخند اونوره مرزه

گنگی میون بودن و رفتن

این زندگی بی تو نمی ارزه

از چشم تو آهسته رد می شم

با این که من گوسفندِ حساسم

اونقد غریبن لحظه ها با ما

که من خودم رو هم نمیشناسم

با این که می دونم ته این راه

مقصد برای ما یه تابوته

هر روزو با تردید می خوابم

آزادی اینجا رنگه مشروطه

از آسمون سنگه که میباره

ایمان من تجویز خوبی نیست

بعد تو اینو خوب فهمیدم

ایمان قلبی چیز خوبی نیست

هرجا نشستی چشمتو بستی

سهم تورو آسوده دزدیدن

حق من تو بیش تر از این بود

اونا ته این باغ و خوب دیدن

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

۱۱ دیدگاه

  1. سید مهدی موسوی

    ممنونم ازتون. اما کاش به ترانه ی بنده (در مجموعه انقراض پلنگ ایرانی) که چندین مصرع این ترانه تحت تاثیر آن هستند در پانوشت اشاره ای می کردید یا حداقل مصرع هایی که دقیقا مصرع من هستند در گیومه می گذاشتید…

  2. فاطمه سلیم‌پور

    واقعا براتون متاسفم که اسم هنر و هنرمند رو به … می‌کشیدخجالت هم خوب چیزیه که اثر یه هنرمند زنده رو با وقاحت تمام می‌دزدید و به اسم خودتون ثبت می‌کنید.این نشان دهنده‌ی کمبود و عقده های پنهان شما است.و نشون میده که از خودتون خلاقیت و هنری ندارین.متاسفم برای این کار غیراخلاقی و سواد کمتون که حتی نمی‌دونید این ترانه از سیدمهدی موسویه و منتشرش می‌کنید.

  3. ترانه ی اصلی از دکتر موسویه لطفا این ترانه ی دزدی رو از سایت پاک کنید.
    آقای قاعد حسینی من همونیم که توی کانون شعر هنگام یقه تو گرفتم موقع خوندن این ترانه. یادته به چه پته پته ای افتاده بودی؟ خجالت بکش و خودت درخواست بده که پاکش کنن. این اگه این جا بمونه تا ابد تو کارنامه ات می مونه. مخصوصا با این کامنت ها. نه فقط اینو بده پاک کنن بلکه باقی کارهایی که گذاشتی تو اینستاگرامتو تابلوه که از دکتر دزدیدی رو پاک کن. کلا یه ریست فکتوری بزن از اول شروع کن. یه چند سال هم بهت توصیه می کنم غیبت بزنه تا آبا از آسیاب بیفته بعد برگرد.

    ***
    ***
    ***
    این ترانه ی اصلیه دوستان لطفا مقایسه کنید:

    از آسمون، خونه که می باره
    پاییز ما پاییز خوبی نیست
    دیوونه ایم با اینکه می دونیم
    دیوونه بودن چیز خوبی نیست

    دلخوش به چی هستی؟ کدوم فردا؟
    دنیای ما بدجور بی رحمه
    حال تو رو هیشکی نمی دونه
    حرف منو هیچ کس نمی فهمه

    عمریه که اسم اتاق ما
    یا انفرادی یا که تابوته
    سیگارتو آهسته روشن کن
    دنیای ما انبار باروته!

    میریم از این زندون تکراری
    زندون تازه اونور مرزه
    تا صبح گریه می کنی هر شب
    با شونه هات دنیام می لرزه

    می میری و درها به روت بسته س
    می میرم و راه فراری نیست
    این شهرو می بخشی و می بخشم
    از هیچ کس هیچ انتظاری نیست

    از کوچه ها آهسته رد می شم
    خالی ِ از هر حسّ و احساسم
    اونقد غریبه ن آدما، انگار
    غیر از تو هیچ کس رو نمی شناسم

    عمریه که اسم اتاق ما
    یا انفرادی یا که تابوته
    هر روز با تردید می تابه
    آزادی خورشید، مشروطه!

    هر کس که حرف مهربونی زد
    توو دستای سردش تفنگی داشت
    این داستان تلخ نسلی بود
    که آرزوهای قشنگی داشت

    سید مهدی موسوی

    • به نظرم تاثیر پذیری با سرقت ادبی خیلی فرق میکنه، اینکه کسی با خوندن یه شعر یا داستان یه شعر ذهنش میخوره و اونو مینویسه اسمش تاثیرپذیریه نه سرقت ادبی، خصوصا با درون مایه ی متفاوتی که این دو اثر نسبت به هم دارن

    • سلام “دوست عزیز”
      اگر به خاطر داشته باشین، توی کانون شما پرسیدین تحت تاثیر آقای موسوی هست ؟ آقای قائد حسینی هم جواب دادن بله
      تحت تاثیر بودن با سرقت ادبی خیلی متفاوته.. بهتره کمی تامل کنید ..
      در صمن محتوای دو کار کاملا متفاوت است..
      اگر کمی تفکر و پژوهش داشته باشین متوجه می شین که خیلی از شاعران از کارها و اشعار شاعرای دیگر تاثیر پذیری دارن و البته در آینده نیز این امر وجود دارد..
      به نطر می رسد کسی که ادعای کار در زمینه شعر و ادبیات را دارد ، باید در لحن گفتار و نوشتارش حداقلها را رعایت کند…ادبیاتی که استفاده کردین در شان یک فرد ادبی نیست… یقه گرفتن و…

  4. اﻳﻦ ﺗﺮاﻧﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺖ ﻇﺎﻫﺮﻱ ﺧﻮﺩ ﺗﺸﺎﺑﻬﺎﺗﻲ ﺑﺎ ﺗﺮاﻧﻪ ی ﺁﻗﺎﻱ ﻣﻮﺳﻮﻱ ﺩاﺭﺩ اﻣﺎ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ و ﻣﺤﺘﻮا ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ اﺳﺖ . ﻭﺯﻥ, ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺑﻠﻜﻪ اﺯ اﻭﺯاﻥ ﭘﺮﻛﺎﺭﺑﺮﺩ ﺗﺮاﻧﻪ ﺳﺮاﻳﻲ اﺳﺖ و ﻭاﮊﮔﺎﻥ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻱ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺩاﺭﻧﺪ. ﺑﻨﺪﻩ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﭘﺬﻳﺮﻱ اﻡ ﺭا اﺯ ﺁﺛﺎﺭ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻛﺘﻤﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻢ اﻣﺎ ﺳﺮﻗﺖ ﺭا ﻫﻢ ﭘﺬﻳﺮا ﻧﻴﺴﺘﻢ.

    • تا زمانی که این صفحه رو که جزو افتخاراتت بود حذف نکردن، هر کس بیاد اینجا با یه نگاه گذرا به دزدی جنابعالی پی می بره و این صفحه تا اون زمان فقط شرمنده ات می کنه. خیلی حرفه که مچ دزد رو بگیری بگی چرا دزدی کردی؟ جواب بده بگه چرا توهین می کنی؟

  5. اگر بخواهیم بگوییم آقای حسینی بدون هیچ تفکری شعر آقای موسوی را گپی کرده بی انصافی هست،ما تاثیر پذیری در ادبیات را در تمامی دوران ها دیده ایم حتی حافظ هم به نوعی متاثر از شعرای قبل خود بوده.

  6. شاید شاعر عزیزمون کمی تاثیر گرفته ولی بی انصافیه که با این اثر هنری با این گارد و الفاظ دزدی برخورد کنید اثر زیباییه

  7. اول: این همه حساسیتی که من به خرج دادم برای این قضیه فقط و فقط به خاطر انتشار این ترانه توی این سایت بود. مگه نه همون شبی که جلوی من این ترانه ی دزدی رو خوندی بعد از این که کلی بهت خندیدم رفتم که برم. اما انتشارش توی این سایت من و خیلی ها رو عصبانی کرد.

    دوم: حداقل به رفقات بگو یه جوری کامنت بذارن که ما نفهمیم همه رو از همون انجمنی آوردی که همونجا هم به من فرصت صحبت ندادن و پریدن وسط حرف هام که جنابعالی بری بشینی و قضیه تموم بشه. اگه با در شان یه ادبیاتی باهات برخورد نکردم چون ادبیاتی نیستی. کارت هم تاثیر پذیری گذشته.

    سوم: خجالت بر اونهایی که از این دزد طرفداری کردن. دزد خطاب کردن دزد هم بی احترامی نیست. حقیقته. بی احترامیو خودت کردی به خودت.

    چهارم: هم خود دکتر موسوی و هم مدیر سایت کسایی بودن که تایید کردن این دزدی رو. شمایی که رفیق انجمنیش هستید که با سواد تر از این دو بزرگوار نیستید. پس لطفا خودتونم خراب نکنید.

    پنجم: از این به بعد اگر رفقات می خوان کامنت بذارن فقط جواب مقایسه های زیر رو بدن. اگر ندن معلوم میشه اون ها هم شریک دزدن یا خودشونم کارشون دزدیه.

    بند اصلی رو در نظر بگیریم ای شعرای والا مقام:

    از آسمون، خونه که می باره
    پاییز ما پاییز خوبی نیست
    دیوونه ایم با اینکه می دونیم
    دیوونه بودن چیز خوبی نیست

    و چیزی که آقای حسینی از خودش درآورده:

    از آسمون سنگه که میباره
    ایمان من تجویز خوبی نیست
    بعد تو اینو خوب فهمیدم
    ایمان قلبی چیز خوبی نیست

    چطور ممکنه که نه تنها مصرع های اول شبیه هم باشن بلکه ردیف هم دقیقا یکی باشه؟

    بند اصلی:
    دلخوش به چی هستی؟ کدوم فردا؟
    دنیای ما بدجور بی رحمه
    حال تو رو هیشکی نمی دونه
    حرف منو هیچ کس نمی فهمه

    بند ساختگی:
    دلخوش به چی باشم کدوم فردا
    فردایی که بدجوری بی رحمه؟
    تو قلب آتیشی و میسوزی
    حال تورو هیچکس نمی فهمه
    *********************
    بند اصلی:
    عمریه که اسم اتاق ما
    یا انفرادی یا که تابوته
    هر روز با تردید می تابه
    آزادی خورشید، مشروطه!

    بند جعلی:
    با این که می دونم ته این راه
    مقصد برای ما یه تابوته
    هر روزو با تردید می خوابم
    آزادی اینجا رنگه مشروطه
    ***************************
    بند اصلی:
    میریم از این زندون تکراری
    زندون تازه اونور مرزه
    تا صبح گریه می کنی هر شب
    با شونه هات دنیام می لرزه

    بند جعلی:
    می میری از روزای تکراری
    تالیف لبخند اونوره مرزه
    گنگی میون بودن و رفتن
    این زندگی بی تو نمی ارزه
    ***************************
    بند اصلی:
    از کوچه ها آهسته رد می شم
    خالی ِ از هر حسّ و احساسم
    اونقد غریبه ن آدما، انگار
    غیر از تو هیچ کس رو نمی شناسم

    بند دزدی:
    از چشم تو آهسته رد می شم
    با این که من گوسفندِ حساسم
    اونقد غریبن لحظه ها با ما
    که من خودم رو هم نمیشناسم
    *******************************
    بند اصلی:
    هر کس که حرف مهربونی زد
    توو دستای سردش تفنگی داشت
    این داستان تلخ نسلی بود
    که آرزوهای قشنگی داشت

    بند دزدی:
    هرکس که حرف بودنو می زد
    تو قلب سردش یک نهنگی داشت
    این داستان تلخ شهری بود
    که آرزوهای قشنگی داشت
    *********************************

    حتی یه بند هم فکر نکنم جا مونده باشه. به این نمی گن تاثیر پذیری. اسمش دزدیه. دزدی که شاخ و دم نداره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>