پنج شنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۸

“ماهيگيري در ساسكوئِهانا در ماه جولای”

بازدید: 7,065

مترجم : علی محمدی
اثر “بیلی کالینز”

هرگز در ساسكوئهانا ماهيگيري نكرده ام
و اگر صادق باشم
در هيچ رود ديگری نيز.
لذت ماهيگيري در ساسكوئهانا را
نه در جولاي
و نه هيچ ماه ديگري نداشته ام.
–    اگر لذتي داشته باشد –
بيشتر احتمال دارد
در اتاقي چون اين پيدايم شود:
نقاشي زني بر ديوار،
ظرفي پر از نارنگي بر ميز
كه سعي دارد
احساس ماهيگيري در ساسكوئهانا را جعل كند.
شك دارم
ديگران نيز در ساسكوئهانا
ماهيگيري كرده باشند.
پارو زنان
بر خلاف جريان رودخانه
در قايقي چوبي
پارو ها را زير آب تكان مي دهد
به آرامي
و بالا مي آورد
تا در نور چكه كنند.
اما آخرين باري كه براي ماهيگيري
به ساسكوئهانا آمده ام
بعد از ظهري در موزه فيلادلفيا بود
وقتي تخم مرغ كوچك زمان را
در مقابل نقاشي اي
كه رودخانه دورش حلقه زده بود
وزن كردم
زير آسماني آبي، با ابرهايي ژوليده
درختاني انبوه در مسير ساحل
و مردي با دستمال قرمز گلدار
نشسته بر كرجي سبز و كوچكي
تازيانه باريك قطب را نگاه داشته.
به ياد مي آورم
به خودم
و آدم كناري ام مي گويم
چيزي هست
كه انجامش هميشه بعيد به نظر مي آيد.
بعد
پلكي به هم زدم
و راه افتادم
به صحنه های آمريكايي ديگري
از علوفه هاي خشك
آبي كه بر صخره ها سفيد شده ،
و حتي يكي از خرگوش هاي قهوه اي را تصور کردم
كه زيركانه سيم پيچي شده بود
و درست از ميان قاب بيرون مي جهيد.

 

همچنین ببینید

درست مقابل چشمان آنها

       کلر ویگ فال              ترجمه : فرانک محمدی دستی را که هنوز آغشته به شیرپاک­ ...

۲ دیدگاه

  1. مرتضی احمدوند

    سلام مرسی علی عزیز/ هرچند که ترجیح میدادم اینقدر واژه به واژه نباشه

  2. ممنون مرتضی جان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>