چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

ما رای دادیم اما هنوز به خانه برنگشتیم

بازدید: 11,048

f             فراز بهزادی

 

یک)

در کجای دنیا دیده اید یکنفر بیاید مطالبات یک جریان عظیم اجتماعی سیاسی را در یک رقابت به عنوان برنامه مطرح کرده و توسط این جریان به پیروزی برسد و بعد اکثر یارانش را از جریان نزدیک به رقیب و یا نه چندان دور از آن (که نسبتی با وعده های عامل پیروزی ندارند) انتخاب کند؟

شکلهای مختلفی از پرسش فوق در ماههای گذشته بارها در فضای مجازی طرح شده است

دو)

قدرت در ذات خود تمایل به پایایی، تمرکز و نهان روشی دارد و به تبع این ویژگی های بنیادی، می توان رفتار کسی که بر سریر قدرت می نشیند را در هر کجای جهان(و نه صرفا در کشورهای عقب مانده از توسعه) تحلیل کرد؛ سیاستمداران و حاکمان نظامهای استبدادی این امکان را دارند که این ویژگیهای ذاتی را به صورتی حداکثری  بالفعل کنند  اما سیاستمدران به اصطلاح دموکرات کشورهای توسعه یافته نیز تمایلی به پایین آمدن از تخت ندارند، اکثر قریب به اتفاق آنها نیز تا آنجا که می توانند برای حفظ خود به روشهای ناصواب متوسل می شوند، اگر بتوانند خلف وعده می کنند، دروغ می گویند و اگر همچون برنده ی جایزه ی صلح نوبل جنایت نکنند، دست کم جایگاه خود را به خاطر احترام به دموکراسی دو دستی تقدیم مخالفانشان نمی کنند و این موضوع بدیهی، دموکرات و اقتدارگرا ندارد.

بنابر این تحلیل اینکه در فلان کشور توسعه یافته، اتفاق مورد اشاره (خلف وعده ی اینچنینی یک منتخب) نمی افتد با تکیه بر برتری اخلاقی سیاستمداران آن جوامع بر شیخ دیپلمات ما تحلیلی کودکانه است، در واقع تفاوت اساسی در ساز و کار دموکراتیزه شده ای ست که امکان چنین رفتاری را به سیاستمدار مفروض نمی دهد؛ به عبارت دیگر آنچه در آن کشورها جلوی  بالفعل شدن ظرفیتهای انحصارطلبانه قدرت در عملکردهای اینچنینی  را می گیرد و تا حدی از پس تعدیل آن تمایلات اقتدارگرایانه برمی آید نه لزوما اخلاق فردی و انسانیت سیاستمدار، بلکه جامعه ی مدنی فعال و حاکمیت بلامنازع قوانین برآمده از افکار عمومی است؛ مطبوعات آزاد به عنوان رکن چهارم دموکراسی به جنگ  بنیادهای قدرت می روند و با نور تاباندن به افعال سیاستمداران و حاکمان، امکان تمرکز و تحدید و نهان روشی را از آنها گرفته و یا به حداقل می رسانند

نهادهای مدنی فعال و مستقل این حق را دارند که وعده ها و برنامه ها را پیگیری کرده و موارد نقض آنها را بازتاب دهند و هیچ سیاستمداری نمی تواند از پاسخ به نمایندگان افکار عمومی بگریزد، حوزه ی عمومی (به تعبیر هابرماس) به دلیل اینکه در کشورهای توسعه یافته از دست اندازی قدرت به دور است می تواند علی رغم ویژگیهای بنیادی قدرت و قدرتمندان، متضمن اهداف دموکراسی باشد….

سه)

سرمقاله ی شماره ۳۳ اردیبهشت۹۶ : ما رای می دهیم

آری، ما رای دادیم اما هنوز به خانه برنگشتیم

ما رای دادیم اما می دانیم اگر برای نظارت همگانی بر قدرت (که یکی از دو اصل مادر دموکراسی ست) ساز و کاری اندیشیده نشود و نقش مردم تنها رای دادن باشد، اگر مطبوعات آزادی نباشند که بتوانند فرد منتخب ملت را در مسیر عمل به وعده هایش تعقیب کنند، میوه های دموکراسی دور از دست خواهد بود، چه فرد منتخب شیخ دیپلمات باشد، چه سید چه میر و چه برنده ی جایزه صلح نوبل….

برونشوی فرو کاستن دموکراسی به انتخابات و واگذاری تعقیب اهداف دموکراسی به حاکمان (گیرم که به لحاظ فردی اخلاق مدار باشند و از مسیر رقابتی دموکراتیک هم به صندلی قدرت رسیده باشند) بالفعل شدن ظرفیتهای انحصارطلبانه ی قدرت خواهد بود

دموکراسی مفهومی چندبعدی و فرهنگی اجتماعی ست که اهدافش بدون جامعه ی مدنی فعال (که متاخرین به عنوان رکن پنجم از آن یاد می کنند) تضمین نخواهد شد

چهار)

ما رای دادیم اما کارمان تمام نشده که به خانه برگردیم؛ ببینید گام اول را که اندیشمند فرهیخته “دکتر لیلا حاجی آقایی” در بخش “اندیشه” ی همین شماره برداشته است: لینک

اینجا چراغی می سوزد که راه را روشن کرده است، راهی که به روشنی منتظر گامهای ما و شماست

 

 

همچنین ببینید

faraz

پرسش از توسعه

          فراز بهزادی   یک) تقسیم بندی جوامع بر اساس برساختهایی چون پیشامدرن و مدرن ...

۵ دیدگاه

  1. من فکر می کنم که می شود ،نه به آسانی، نه با سستی و ضعف اراده ای که در جان و روح بخش بزرگی از اجتماع مان رسوخ کرده، بلکه با بیداری و نگاه، با اندیشه و آگاهی ،می توان از اشتباه برگشت.
    ما متاسفانه کمی زود انتخاب می کنیم.شاید از همان زمانی که ریشه های انتخاب را در دل مان خشکاندند،با هر فرضیه ای به یقین رسیدیم.
    من فکر می کنم می شود سختی را به جان خرید و از اشتباه برگشت.
    طبیعتا برای نسل های بعدی شاید بشود جایی برای انتخاب گذاشت.چیزی که ما سال هاست نداشته ایم.و همیشه بین بدتر و بدترین یکی را انتخاب کرده ایم.
    من فکر می کنم
    هنوز حرفی برای نگفتن مانده است
    و این
    لب هایم را سرخ نگه می دارد….

  2. لیلا جهانبخشان

    و هیچ سیاستمداری نمی تواند از پاسخ به نمایندگان افکار عمومی بگریزد

  3. به خانه برنگشتیم ولی شاید آنقدر هم تاثیرگذار نباشد برنگشتنمان چون خیلی ها برگشته اند
    به نظر کوچک من زمان خیلی گذشته است و دیگر همه چیز از دست رفته و دیر شده است

  4. قدرت خیلی شیرین است و گذشتن از آن خیلی سخت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>